۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

سخن معلم و سپاس معلم (اخبار سبز CNM )در بلاگفا رفع فيلتر شدند


" سخن معلم " در  بلاگفا : 

و



سپاس معلم جديد : اخبار سبز  

 هردو رفع فیلتر شدند

**********************

 آدرس هاي ديگرسخن معلم : 

 سخن معلم در پرشين بلاگ: http://smiedu.persianblog.ir

 سخن معلم در بلاگر:   http://smieduer.blogspot.com

بیانیه مهم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

بیانیه مهم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم :


مرجعیت مثل مناصب حکومتی نیست که شخص، گروه، نهاد و تشکلی برای خود حقی در نصب و عزل آن قائل باشد - 1388/10/ 14
جنبش راه سبز (جرس): مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: موقعیت مرجعیت مثل مناصب حکومتی نیست که شخص، گروه، نهاد و تشکلی برای خود حقی در نصب و عزل آن قائل باشد.


متن کامل این بیانیه که به دنبال اظهارات محمد یزدی، درباره مرجعیت آیت الله صانعی منتشر شده بدین شرح است:

بسمه تعالی

بیانیه اخیر دبیر محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در باب انکار مرجعیت حضرت آیت الله صانعی موجب تعجب و تاسف گردید.
بعنوان یک تشکل حوزوی که در عین اختلاف دیدگاه، نگران جایگاه آن جامعه محترم و حفظ حریم حوزه و روحانیت هستیم لازم دیدیم تذکری را به اطلاع عموم برسانیم:

جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه با پیشینه ای که از نام و نشان مؤسسان آن اعتبار می گیرد، از سرمایه های اجتماعی حوزه ما محسوب می شود که گویا حضور اعضاء جدید کم کم عملکرد و چهره جدیدی را برای آن رقم می زند. سوگمندانه شاهدیم که اظهارنظر درباره مرجعیت شخصیتی صورت می گیرد که پس از سالها تدریس خارج فقه و اصول ،افتاء و نشر رساله عملیه و اعزام بعثه به حج و تقسیم شهریه و با سابقه تصدی دو سمت از سوی امام راحل(قدس سره) که موقوف بر اجتهاد و عدالت است به عنوان مرجع تقلید از سوی عده ای از مؤمنین پذیرفته شده و حتی گواهی تأیید ایشان ملاک احراز اجتهاد برخی از مقامات جمهوری اسلامی بوده است. چنین موضعی در این روزها آیا دلایلی غیر از موضع گیریها و علایق سیاسی دارد؟

سنت سلف صالح و سیره مستمر حوزه های علمیه همواره روندی مردمی برای رجوع به مراجع عظام بوده است. عالمان و فقیهانی که با تدریس و تألیف و پرورش شاگردان در ساحت علمی حضور می یابند. کم کم در ارتباطات خویش با مردم شناخته شده و مؤمنان پس از فحص و تحقیق از متخصصین فن و مورد اعتماد، بعنوان وظیفه شرعی مرجع تقلید خود را شناساسی کرده و از وی تقلید می کنند.

سابقه نه چندان دور نشان داده است که معرفی هایی که از سوی نهادها و تشکل هایی با صبغه سیاسی صورت گرفته است، چندان مؤثر نبوده ونیز تجربه نشان داده که عده زیادی از مردم به مراجع تقلید خارج از فهرست های ارائه شده مراجعه نموده اند.

موقعیت مرجعیت مثل مناصب حکومتی نیست که شخص، گروه، نهاد و تشکلی برای خود حقی در نصب و عزل آن قائل باشد. در جایی که امام راحل(قدس) شناخت افراد واجد صلاحیت برای نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را وظیفه شخصی معرفی می کند و می فرماید: معرفی گروه ها و احزاب مسقط مسئولیت افراد نیست . در مسئله مرجعیت بطریق اولی تکلیف فرد مقلد است که صلاحیت مرجع خود را احراز نماید.

مقتضی است حضرات آقایان به عواقب نگران کننده چنین اقداماتی عنایت فرمایند. چرا که نهاد مرجعیت از محکم ترین پایگاههای دینی و حوزوی و از سرمایه های ماندگار جهان تشیع است و حفظ حریم آن بیش از هر کس بر عهده ماست. عدول از سنت سلف صالح و روآوری به اراده ها و مسایل خارج از حوزه و دخالت جهت گیری های سیاسی در آن ، آینده ای نگران کننده را ترسیم می کند و ممکن است برای روحانیت و حوزه های علمیه عواقب غیر قابل جبران به بار آورد.

مجمع مدرسین و محقققین حوزه علمیه قم

14/10/ 1388

افزایش فشارها بر آیت‌الله دستغیب شیرازی در ایران

مسجد و بیت آیت الله علی محمد دستغیب شیرازی، یکی از مراجع تقلید منتقد ایران در شیراز مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفته و از سفر او به این شهر جلوگیری شده است.



احمدرضا دستغیب، عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه ۱۳ دی (۳ ژانویه) در گفت و گو با پارلمان نیوز (پایگاه خبری این فراکسیون) گفت که درهای مسجد قبای شیراز شنبه شب به دستور شورای تأمین استان فارس مهروموم شده است.
اعضای مونث خانواده آیت الله عبدالحسین دستغیب هم با انتشار نامه ای سرگشاده، به تندی از حمله های صورت گرفته به بیت آقای دستغیب انتقاد کرده اند.

آیت الله علی محمد دستغیب خواهرزاده آیت الله عبدالحسین دستغیب شیرازی، روحانی سرشناسی است که در آذرماه ۱۳۶۰ توسط مخالفان جمهوری اسلامی ترور شد و در ادبیات حکومتی ایران از او به عنوان "شهید محراب" یاد می شود.

مسجد قبای شیراز که در دوران انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران مرکز فعالیت های ضد حکومتی آیت الله عبدالحسین دستغیب بود، در سال های اخیر محل سخنرانی و برگزاری کلاس های درس آیت الله علی محمد دستغیب بوده است.

آقای دستغیب پس از درگذشت آیت الله منتظری، در ستایش از او سخن گفت و پس از وقایع روز عاشورا هم در پیام تسلیتی به میرحسین موسوی، کشته شدن خواهرزاده او و معترضان دیگر در حوادث این روز را "شهادت" خواند.

حملات هواداران حکومت و مأموران لباس شخصی به مسجد قبا که از روز عاشورا شدت گرفت، تا شنبه شب ادامه یافت و دامنه آن به بیت آقای دستغیب رسید.

در نامه سرگشاده اعضای مونث خانواده دستغیب در مورد حمله به این بیت آمده است: "ما که سالیان طولانی زندان و تبعید مردانمان را در حکومت ستم شاهی تحمل کردیم، این بار دختران خود را از ترس هجوم ناجوانمردانه سفاکان، به کنج خانه کشاندیم و از دیدن سر شکسته و خونین جوانانمان بر خود لرزیدیم".

مسجد قبا هم شنبه شب و پس از یکی دو بار دست به دست شدن میان مهاجمان و هواداران آیت الله دستغیب، سرانجام تخلیه و به دستور شورای تأمین استان مهروموم شد.

آیت الله دستغیب که ظاهرا در تهران به سر می برد، قصد بازگشت به شیراز را داشته که به گفته احمدرضا دستغیب (نماینده مجلس)، "به اجبار" از هواپیما پیاده شده است.

آیت الله علی محمد دستغیب که عضو مجلس خبرگان رهبری ایران است، در جریان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از نحوه برخورد حکومت با معترضان به تندی انتقاد کرده بود.
سخنرانی انتقادی او در اجلاس سالانه خبرگان رهبری، اعتراضات هواداران آیت الله خامنه ای را برانگیخت به طوری که برخی از آنها در صدد اخراج او از این مجلس بودند، اما آیت الله خامنه ای در دیداری که با اعضای خبرگان داشت، بدون نام بردن از آقای دستغیب به آنها گفت که به نظر او نباید با کسی که نظر مخالف داشته است، برخورد کنند.

(بی بی سی)
--------------------------------------------------------------------------------
(راه سبز) اختصاصی جرس / بازداشت پیروان و شاگردان آیت الله دستغیب در شیراز - 1388/10/14 - January 4, 2010


جنبش راه سبز (جرس): بیش از 25 تن از پیروان و شاگردان آیت ا... علی محمد دستغیب از روز گذشته بازداشت شده اند.


به گزارش خبرنگار جرس، در میان بازداشت شدگان نام رزمندگان و جانبازانی نظیر بدرالدین هاشمی و مرتضی عاری به چشم میخورد.


شنیده ها حاکی است بازداشت شدگان هم اکنون در زندان عادل آباد شیراز نگهداری میشوند.

شعری از سیمین بهبهانی

سیمین بانو، شعری سروده که باید خواند و اندیشید درباره اش، صدبار بخوانیدش و تامل کنید چه گفت.

درود بیکران به سیمین بهبهانی.


------------------------------------------------------------------------
قلم چرخید و فرمان را گرفتند


ورق برگشت و ایران را گرفتند

به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات


توجه کرده، کیهان را گرفتند




چپ و مذهب گره خوردند و شیخان


شبانه جای شاهان را گرفتند

همه ازحجره‌ها بیرون خزیدند


به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن کارشان شد


هرآنچه خواستند آن را گرفتند

به هر انگیزه و با هر بهانه


مسلمان، نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابی، بد لباسی


زنان را نیز، مردان را گرفتند

سراغ سفره ها، نفتی نیامد


ولیکن در عوض نان راگرفتند

یکی نان خواست بردندش به زندان


از آن بیچاره دندان را گرفتند

یکی آفتابه دزدی گشت افشاء


به دست آفتابه داشت آن را گرفتند

یکی خان بود از حیث چپاول


دوتا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسیار


مخالف‌های ایشان را گرفتند

بده مژده به دزدان خزانه


که شاکی‌های آنان را گرفتند

چو شد در آستان قدس دزدی


گداهای خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شرکت نفت


برادرهای دربان را گرفتند

نمیخواهند چون خر را بگیرند


محبت کرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور میکرد


سر سفره نمکدان را گرفتند

چو آمد سقف مهمانخانه پائین


به حکم شرع مهمان را گرفتند

به قم از روی توضیح‌المسائل


همه اغلاط قرآن را گرفتند

به جرم ارتداد از دین اسلام


دوباره شیخ صنعان را گرفتند

به این گله دوتا گرگ خودی زد


خدائی شد که چوپان را گرفتند

به ما درد و مرض دادند بسیار


دلیلش اینکه درمان راگرفتند

همه این‌ها جهنم، این خلایق


ز مردم دین و ایمان را گرفتند

شير خفته

خواهران اجاره ای یا کرایه ای کیستند ؟!




خیلی کنجکاو بودم بدانم این خواهران کرایه ای دارای چه شخصی هستند ؟ چگونه و توسط چه نهاد ها و سازمانهایی بکار گیری میشوند ؟ چقدر دستمزد میگیرند ؟ از چه قشر و طبقه اجتماعی و اقتصادی هستند ؟ . ... برای همین به سراغ برادر شوهر خواهرم که در پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب ( فرماندهی انتظامی تهران بزرگ ) شاغل است رفتم . بعد از گپ و گفتگویی کوتاه چند تا از عکسهای این خواهران کرایه ای را ( که در گوشی موبایلم بود ) به ایشان نشان دادم و پرسیدم جریان اینها چیست ؟ یک لبخندی زد و گفت میخواهی ازدواج کنی ؟ گفتم اولا نه در ثانی خدا نکند روزی بخواهم با همچین افرادی ( از نظر شخصیتی ) ازدواج کنم فقط میخواستم بدانم اینها با این سر و وضع چطور در این مراسم ها شرکت میکنند . و علیرغم تضاهای ظاهری که با حکومت دارند از حکومت طرفداری میکنند ؟ ایشان گفتند ما به اینها میگوییم خواهران پورسانتی یا مامور دو صفر ول !!! اکثر این زنان و دختران به جرمهایی مثل فرار از خانه . اعتیاد به مواد مخدر و روسپیگری و سرقت و.... دستگیر میشوند و بعد از تشکیل پروند و تحقیقات مقدماتی و سپس دادسرا و صدور حکم در دادگاه به زندان و بندهای مربوط به نسوان ( زنان ) فرستاده میشوند در زندان از بین این زنان افرادی را که دارای تحصیلات و ضریب هوش بالاتر هستند و یا پیش بینی میشود بعد از آزادی دوباره به کارهای خلاف روی می آورند شناسایی کرده و بهشان پیشنهاد همکاری میشود که بعد از آزادی از زندان برای آن نهاد مربوطه ( وزارت اطلاعات . اطلاعات سپاه و پلیس آگاهی و پلیس امنیت و ... ) کارکنند و اکثر این زنان هم قبول میکنند ( چون هم خانواده و شوهر درست و حسابی ندارند و هم کاری که حقوق مکفی داشته باشد در اختیارشان قرار نمیگیرد )


سپس برادر شوهر خواهرم ادامه داد : مثلا همین اداره ما ( پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب ) از این دختران و زنان بعنوان طعمه برای نفوذ به شرکتهای هرمی ( گلد کوئستی ) و خانه ها و باند های فساد و فحشا و شناسایی دختران فراری و معتاد در پارکها و خیابانها و ... استفاده میکند و چون خودشان قیافه آنچنانی دارند کسی بهشان شک نمیکند ولی چون شخصیت سالمی ندارند و بخاطر پول این کارها را میکنند باید دایما تحت کنترل باشند وگرنه زیر آبی میروند و میخواهند ما را دور بزنند .از ایشان سوال کردم خوب اینهایی که گفتی کارشان جاسوسی و خبر چینی هست چه ربطی دارد که توی مراسم تظاهرات حکومتی شرکت میکنند و عکس خمینی و خامنه ای را بالا میرند و در مصاحبه تلویزیونی حرفهای رژیم را میزنند ؟



ایشان گفت خوب اداره ما از این خواهران ( کرایه ای ) میخواهد که کار خبر چینی و اطلاعاتی انجام بدهند ولی نهادهایی مثل اطلاعات سپاه یا وزارت اطلاعات یا حتی حراست صدا و سیما بنا به اهدافشان میتوانند از این افراد درجهت انجام مقاصد سیاسی و عقیدتی استفاده کنند کافی هست قبل از مراسم یک برگه نوشته به آنها بدهند و از ایشان بخواهند آن را حفظ کرده و سپس جلوی دوربین صدا و سیما تکرار کند و اینگونه به بیننده القا کنند که زنانی با قیافه های آنچنانی هم طرفدار رژیم هستند .


جناب سروان در ادامه گفت همانطور که بسیج یا سپاه از اراذل و اوباش معروف و شناسنامه دار بعنوان لباس شخصی و چماغدار استفاده میکند از بین این زنان ویژه هم میتواند در جهت مقاصدش استفاده کند و یک موردش هم همان زنی بود که ادعا میکرد زن صیغه ای عطاالله مهاجرانی است و از وی در دادگاه خانواده شکایت کرده بود که بعدا معلوم شد یک پروژه طراحی شده از سوی دستگاه اطلاعات موازی بوده است و عقیم ماند .


در انتها ایشان به من پیشنهاد کرد از اینگونه زنان دوری کنم چون هم خودشان خطرناک هستند و هم معمولا چند لات و لوت بعنوان بادی گارد ( محافظ ) همیشه همراه اینها هستند که مصونیت قضایی هم دارند و از کشتن کسی هم باکی ندارند .

ايران آزاد

واکنش‌های مختلف به بیانیه جدید میرحسین موسوی



Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: محسن رضایی در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای نوشت که بیانیه موسوی، «هر چند دیر هنگام بود ولی می‌تواند سرآغاز یک حرکت وحدت‌بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد». (عکس از آرشیو)

بیانیه‌ ‌۱۷ موسوی با عناوین "معتدل"، "هوشمندانه" یا "زیرکانه" تحلیل شده، ولی محسن رضایی آن را "عقب‌نشینی" خواند و از آیت‌الله خامنه‌ای خواست، در آن فرصتی برای برون‌رفت از بحران ببیند. برخی بیانیه را "اتمام حجت" می‌دانند.

به گزارش سایت "کلمه"، ابوالفضل فاتح، رییس کمیته رسانه‌های ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، در مورد بیانیه ۱۷ موسوی گفت، این بیانیه اعلام یک «حسن نیت بزرگ و خواسته‌های حد‌اقلی» برای خروج کشور از بحران و یک امتحان خطیر برای مسئولان امر است.
«موسوی حجت را بر همه تمام کرد»
به نظر فاتح، «تفاوت مردان بزرگ و پرمایه با مدعیان بی‌ریشه‌ی استیلاطلب همین جا روشن می‌شود. اینک موسوی حجت را بر همه تمام کرده است».
این همکار پیشین میرحسین موسوی در ستاد انتخاباتی افزود: «اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری‌های سهمگین آینده بر عهده‌ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت‌سوزی تا ابد بر پیشانی‌شان حک خواهد شد».

محسن رضایی: بیانیه موسوی عقب‌نشینی است
با انتشار بیانیه‌ی میرحسین موسوی، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت، نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نوشت. وی در این نامه، نخست اجتماعات و تظاهرات دولتی روز چهارشنبه در مخالفت با تظاهرات مردم معترض در روز عاشورا را ستود. در این اجتماعات دولتی برگزارکنندگان سه شخصیت اصلاح‌طلب میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی را مورد حملات شدید قرار دادند و آنها را عامل "بیگانه" معرفی کردند.

محسن رضایی در رابطه با این تظاهرات‌های دولتی نوشت: «بعد از انتخابات، این اولین بار بود که ملت ایران یکپارچه و یک صدا دیده می‌شدند. زنان و مردان و جوانان بسیاری را از نزدیک می‌دیدم که ضمن آنکه از حوادث روز عاشورای تهران متاثر بودند ولی اشک شوق هم در چشمانشان حلقه زده بود و از اینکه دوباره خود را در پرتو امام حسین و ولایت یافته‌اند شاد بودند».
رضایی که مدتی خود جزو کاندیداهای ناراضی انتخابات ریاست جمهوری بود و به نحوه‌ی شمارش آرا اعتراض داشت، در این نامه‌ که خطاب به ولی فقیه است، خود را «سرباز رهبری» خوانده و بیانیه‌ی میرحسین موسوی را یک «عقب‌نشینی» ارزیابی کرده است.
رضایی خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشت: «عقب‌نشینی آقای میرحسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی‌نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینکه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود ولی می‌تواند سرآغاز یک حرکت وحدت‌بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد».

تقاضای پیام از آیت‌الله خامنه‌ای برای حرکت در جهت «وحدت»
محسن رضایی به ولی فقیه توصیه می‌کند: «صدور پیامی از سوی حضرتعالی و یا رهنمودهایی در یك سخنرانی می‌تواند حركت جدیدی که برای وحدت، همدلی، برادری، گذشت و ایثار در جامعه شروع شده را تقویت و استمرار بخشد تا هم کسانی که در جناح‌های سیاسی اشتباهاتی داشته‌اند، از اشتباه خود برگردند و همكاری با یكدیگر را آغاز كنند و هم از شروع فعالیت افراط گرایان جلوگیری و دشمن كمین‌كرده را ناامید سازند».

باید اشاره کرد که میرحسین موسوی در بیانیه‌ی خود خواستار اعلام مسئولیت‌پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه شده است، به نوعی که از دولت "حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد".
میرحسین موسوی در عین حال خواستار تدوین قانونی شفاف برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی رسانه‌ها و آزادی اجتماعات شده است.
احمد خاتمی: جنبش‌سبزی‌ها یزیدی هستند
سید احمد خاتمی، عضو تندرو و محافظه‌کار مجلس خبرگان رهبری، در واکنش به بیانیه میرحسین موسوی گفت که «آقای موسوی در بیانیه شماره ۱۷ خود اشتباهات و خطاها و گفتار نادرست گذشته خود را تكرار كردند».
احمد خاتمی که امام جمعه موقت تهران نیز هست و بارها از تریبون نماز جمعه خواستار اعدام "اغتشاش‌گران" جنبش اعتراضی شده، گفت که موسوی و کروبی برای تظاهرات عاشورا بسترسازی کرده‌اند. وی افزود: «بدین‌گونه نیازی نبوده مردم را به تظاهرات فرابخوانند».
این عضو تندروی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا، به دفاع از خود پرداخت، زیرا موسوی در این بیانیه به یک خطبه وی در نماز جمعه انتقاد کرده است. احمد خاتمی گفت که او در نماز جمعه دو "اردوگاه حسینی و یزیدی" را برشمرده است. اردوگاه حسینی یعنی "اردوگاه ولایتمداری" و اردوگاه یزید، "اردوگاه ولایت‌ستیزی" است.

احمد خاتمی گفت، کسانی که آرم جنبش سبز دارند و مخالف ولی فقیه هستند، در اردوگاه یزیدی قرار دارند.

نماینده مجلس: «موسوی پذیرفت که مسئول اغتشاشات است»

یک عضو افراطی فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی گفت: «بیانیه موسوی به معنای پذیرش مسوولیت حرمت‌شکنی‌های روز عاشورا است».

حمید رسایی که از طرفداران سرسخت احمدی‌نژاد است و برای نطق‌های آتشین‌اش علیه موسوی و کروبی شهرت دارد، به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: «موسوی با بیانیه اخیرش پذیرفته است عامل به وجود آمدن اغتشاشات پس از انتخابات بوده و همچنین کسانی که در روز عاشورا به دین و نظام اهانت کردند هواداران او بوده‌اند».

پارلمان نیوز: پیشنهادهای موسوی اصولی است

سایت "پارلمان نیوز"، متعلق به نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس، در پی انتشار بیانیه‌‌ی میرحسین موسوی نوشت: «رسانه‌هایی که خود را اصولگرا معرفی می‌کنند اما نقشی اصلی را در فتنه‌انگیزی و تحریک لباس‌شخصی‌ها بر عهده دارند»، در قبال مواضع میرحسین موسوی که امروز اعلام شد «تا این لحظه سکوت کرده‌اند».

پارلمان نیوز افزود: «علی‌رغم گذشت چند ساعت از انتشار بیانیه مهم مهندس موسوی که حاوی راهکارهایی برای خروج کشور از بحران و نیز اعلام مواضع اصولی اوست» این رسانه‌های اصولگرا همچنان خواهان اعلام مواضع موسوی در قبال حوادث عاشورا هستند.

از نظر نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس، «تعلل بیش از حد قوه قضائیه و دستگاه‌های مسئول در قبال این توپخانه‌های دروغ و تهمت، وضعیت بحرانی کشور را بحرانی‌تر می‌کند».

نمایندگان اصلاح‌طلب، ۱۸ مورد از مواضع میرحسین موسوی در این بیانیه را برجسته کرده‌اند که در آن راه برون‌رفت کشور از بحران نشان داده می‌شود.

واکنش هم‌زمان "کلمه" به شایعه‌ی خروج موسوی از تهران

به گزارش سایت "کلمه"، رسانه‌های دولتی و نیمه‌دولتی اصولگرایان در روزهای اخیر برای دامن زدن به فضای تنش بیشتر، شایعه‌هایی مبنی بر خروج میرحسین موسوی و مهدی کروبی از تهران بر خروجی سایت‌های خبری خود قرار داده‌اند. گفته می‌شود که خبرگزاری رسمی دولت "ایرنا" پیشتاز طراحی این شایعه‌ها بوده است.

حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، پیشتر در گفت‌وگو با دویچه وله این ادعای ایرنا را قویا تکذیب کرد.

سایت "کلمه"، سایت نزدیک به موسوی، نیز امروز نوشت: «میرحسین موسوی در منزل شخصی خود در یکی از کوچه‌های فرعی پاستور همانند گذشته زندگی می‌کند و در روزهای اخیر به هیچ وجه از تهران خارج نشده‌اند. جالب آنکه در روزها و هفته‌های گذشته هم همین بولتن‌های خبری از محله‌های نیاوران و پاسداران به عنوان محل زندگی میرحسین نام می‌بردند در حالی که قاعدتا با توجه به ارتباط بسیار نزدیک نیروهای امنیتی با این بنگاههای خبرپراکنی، آنها باید بدانند که منزل موسوی که اتفاقا منزل محقری هم هست، واقع در یکی از فرعی‌های خیابان پاستور و در نزدیکی‌های نهاد ریاست جمهوری و بیت رهبری است نه در نیاوران و فرمانیه و پاسداران…»
DK/BB
دویچه وله

خصوصیات خوارج به قلم شهید مطهری


وای به حال جامعه مسلمين از آن وقت كه گروهی خشكه مقدس يك دنده جاهل‏ بی‏خبر، پا را به يك كفش كنند و به جان اين و آن بيفتند. چه قدرتی‏ می‏تواند در مقابل اين مارهای افسون ناپذير ايستادگی كند؟

توصیف علی علیه السلام از روحیه خوارج: "مردمی خشن، فاقد انديشه عالی و احساسات لطيف، مردمی پست، برده‏ صفت، اوباش كه از هر گوشه‏ای جمع شده‏اند و از هر ناحيه‏ای فراهم‏ آمده‏اند. اينها كسانی هستند كه بايد اول تعليمات ببينند. آداب اسلامی‏ به آنها تعليم داده شود، در فرهنگ و ثقافت اسلامی خبرويت پيدا كنند. بايد بر اينها قيم حكومت كند و مچ دستشان گرفته شود نه اينكه آزاد بگردند و شمشيرها را در دست نگه دارند و راجع به ماهيت اسلام اظهار نظر كنند".

خوارج، روحشان روح عصبيتهای ناروا و خشكه مقدسيها و جهالتهای خطرناك و رفتارشان خشك و خشونت آمیز بود.

خوارج به عنوان طرفداران يك مذهب، دست به‏ فعاليتهای تبليغی حادی زدند. كم كم به فكر افتادند كه به خيال خود ريشه‏ مفاسد دنيای اسلام را كشف كنند. به اين نتيجه رسيدند كه ما بايد با مفاسدی كه به وجود آمده‏ مبارزه كنيم، امر به معروف و نهی از منكر نمائيم.

خوارج روی همان جمود و خشكی و تعصب خاصی كه داشتند می‏گفتند تكليف امر به معروف و نهی از منكر تعبد محض است. شرط احتمال اثر و عدم ترتب مفسده ندارد. نبايد نشست در اطرافش حساب كرد. مدعی بودند بايد با چشم بسته‏ انجام داد. طبق همين عقيده قيام می‏كردند و يا ترور می‏كردند. می‏گفتند امر به معروف‏ و نهی از منكر مشروط به چيزی نيست و در همه جا بدون استثنا بايد اين‏ دستور الهی انجام گيرد.
خوارج معتقد بودند ايمان تنها عقيده قلبی نيست، بلكه عمل به اوامر و ترك نواهی جزء ايمان است. ايمان امر مركبی است از اعتقاد و عمل. خوارج معتقد بودند کسیکه مرتكب گناه كبيره‏ شود مثلا دروغ يا غيبت يا شرب خمر، كافر است و از اسلام بيرون است و مستحق‏ خلود در آتش است. عليهذا جز عده بسيار معدودی از بشر همه مخلد در آتش‏ جهنمند. تنگ نظری مذهبی از خصيصه‏های خوارج است. اينها به واسطه اين عقائد، صبح كردند در حالی كه تمام مردم روی زمين‏ را كافر و همه را مهدور الدم و مخلد در آتش می‏دانستند.
خوارج مردمی عبادت پيشه و متنسك بودند. شبها را به عبادت می‏گذراندند. بی‏ميل به دنيا و زخارف آن بودند. ابن عباس آنها را چنين وصف‏ كرد: "از كثرت عبادت پيشانيهايشان پينه بسته‏ است. دستها را از بس روی زمينهای خشك و سوزان زمين گذاشته‏اند و در مقابل حق به خاك افتاده‏اند همچون پاهای شتر سفت شده است". خوارج به احكام اسلامی و ظواهر اسلام سخت پايبند بودند. دست به آنچه‏ خود آن را گناه می‏دانستند نمی زدند. از كسی كه دست به گناهی می‏زد بيزار بودند. غلام يكی از آنان به زيادبن‏ابيه گفت نه روز برايش غذائی بردم و نه شب برايش فراشی‏ گستردم. روز را روزه بود و شب را به عبادت می‏گذرانيد.

خوارج مردمی جاهل و نادان بودند. در اثر جهالت و نادانی حقايق را نمی فهميدند و بد تفسير می‏كردند. همه كسريهای خود را می‏خواستند با فشار آوردن بر روی ركوع و سجودهای طولانی جبران كنند.

مردمی تنگ نظر و كوته ديد بودند. در افقی بسيار پست فكر می‏كردند. اسلام و مسلمانی را در چهار ديواری انديشه‏های محدود خود محصور كرده‏ بودند. مانند همه كوته نظران ديگر مدعی بودند كه همه بد می‏فهمند و يا اصلا نمی‏فهمند و همگان راه خطا می‏روند و همه جهنمی هستند. اينگونه كوته‏ نظران اول كاری كه می‏كنند و اينست كه تنگ نظری خود را به صورت يك‏ عقيده دينی در می‏آورند، رحمت خدا را محدود می‏كنند، خداوند را همواره‏ بر كرسی غضب می‏نشانند و منتظر اينكه از بنده‏اش لغزشی پيدا شود و به عذاب‏ ابد كشيده شود. بعضی از خشك مغزان را می‏بينيم كه جز خود و عده‏ای بسيار معدود مانند خود، همه مردم جهان را با ديد كفر و الحاد می‏نگرند و دائره اسلام و مسلمانی را بسيار محدود خيال می‏كنند. خوارج زود تكفير و تفسيق می‏كردند تا آنجا كه اسلام و مسلمانی را منحصر به خود می‏دانستند و ساير مسلمانان را كه اصول عقائد آنها را نمی‏پذيرفتند كافر می‏خواندند. هر صاحب فضيلتی را به نوعی متهم كردند به طوری كه در تاريخ اسلام كمتر صاحب فضيلتی را می‏توان يافت كه هدف تير تهمت اين‏ طبقه واقع نشده باشد. يكی را گفتند منكر خدا، ديگری را گفتند منكر معاد، سومی را گفتند منكر معراج جسمانی و چهارمی را گفتند صوفی، پنجمی را چيز ديگر و همينطور، به طوری كه اگر نظر اين احمقان را ملاك قرار دهيم‏ هيچوقت هيچ دانشمند واقعی مسلمان نبوده است.
وای به حال جامعه مسلمين از آن وقت كه گروهی خشكه مقدس يك دنده جاهل‏ بی‏خبر، پا را به يك كفش كنند و به جان اين و آن بيفتند. چه قدرتی‏ می‏تواند در مقابل اين مارهای افسون ناپذير ايستادگی كند؟
منبع: کتاب جاذبه و دافعه علی (ع) اثر استاد مطهری

به نقل از: حیات داوود // صداي معلم