۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه
۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه
بیش از 33 هزار دانش آموز تهرانی سال گذشته تجدید و مردود شدند.
بررسیهای دفتر آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش بیانگر آن است که در سال تحصیلی گذشته بیش از 33 هزار دانش آموز تهرانی در مقاطع مختلف تحصیلی تجدید یا مردود شده اند که از این تعداد بیشترین آنها مربوط به دوره راهنمایی بوده است.
منبع: صداي معلم
به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش روز یکشنبه اعلام کرد که بر اساس تحقیقات صورت گرفته در این مرکز ، «27 هزار و 378 دانش آموز در سه دوره ابتدایی، راهنمایی، متوسطه در سال تحصیلی 86-87 تجدید شده اند» و دانش آموزان دوره راهنمایی با تعداد 26 هزار و 148 نفر بیشترین میزان این مردودی ها و تجدیدی ها را به خود اختصاص داده اند.
براساس همین گزارش،آموزش و پرورش شهر تهران در میان 31 استان ایران در دوره ابتدایی رتبه چهارم، راهنمایی یکم و اول متوسطه رتبه 26 را دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر، این دفتر همچنین در تاریخ 5 آبانماه آمار دیگری مبنی بر تجدیدی یا مردودی یک میلیون دانش آموز ایرانی در مقاطع مختلف تحصیلی را منتشر کرد.
این تحقیقات آماری که در دفتر آمار سال تحصیلی 87-86 وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته است بیانگر این واقعیت است که در سال تحصیلی گذشته 709 هزار و 854 دانش آموز در پایه های تحصیلی اول ابتدایی تا اول متوسطه در امتحانات خردادماه تجدید شده اند.
بر اساس نتایج حاصله دانش آموزان مقطع راهنمایی با 572 هزار و 123 دانش آموز در رتبه نخست آمار تجدیدی ها قرار دارند و بیشترین آمار مردودیها مربوط در دوره ابتدایی در پایه اول با 31 هزار و 103 دانش آموز است.
منبع: صداي معلم
۱۳۸۸ آذر ۳, سهشنبه
راه ورود موتور جستجوگر به سایت شما چیست؟
اگر می خواهید موتور جستجوگر را به میهمانی سایتتان دعوت کنید باید راه را هم به وی نشان دهید و وی آدرس سایت شما را بداند. این راه چیزی جز یک پیوند ناقابل از سایتهای دیگر نیست.
موتور جستجوگر بهانه های بسیاری برای نپذیرفتن این دعوت دارد زیرا در همان لحظه به سایتهای بسیار دیگری هم دعوت شده است! بنابراین باید در آدرس دادن نهایت دقت را انجام دهید.
برای روشنتر شدن موضوع، چگونگی کارکرد موتور جستجوگر را با هم بررسی می کنیم.
موتور جستجوگر چگونه کار می کند؟
طرز کار موتور جستجوگر به طور خلاصه بدین گونه است که آن یک آدرس وب را می یابد، آنرا دنبال می کند و به صفحه ای می رسد.
محتوای آن صفحه را می خواند و پارامترهای آن را مشخص می کند. به عنوان مثال تعداد کلمات متن آن صفحه، حجم و تاریخ به روز رسانی آن، بعضی از پارامترهای آن صفحه است. سپس پارامترهای تعیین شده را به همراه آدرس آن صفحه به بایگانی موتور جستجوگر ارسال می کند و این اطلاعات در آنجا پس از فشرده سازی، ذخیره می گردد.
حال اگر کاربری که دنبال چیزی می گردد کلماتی را جستجو کند، موتور جستجوگر در پایگاه داده ای که تشکیل داده است ابتدا تمام صفحات مرتبط با موضوع جستجو شده را می یابد و سپس مرتبط ترین را به عنوان اولین نتیجه جستجو و بقیه صفحات را بر اساس میزان ارتباط بعد از آن در اختیار کاربر قرار می دهد.
به عبارت دیگر اگر تعداد نتایج جستجو ۱۰۰۰ مورد باشد، سایت رده اول مرتبط ترین و سایت رده ۱۰۰۰ کم ارتباط ترین سایت به موضوع جستجو شده می باشد.
به آدرس دادن برگردیم.
شما می توانید آدرس خود را روی تکه کاغذی مچاله شده به مهمان خود بدهید و یا آنرا به شکلی بسیار با کلاس و خاطره انگیز تقدیمش کنید. حتما همه ما حالت دوم را ترجیح می دهیم. پیوندی هم که شما با آن موتور جستجوگر را به پارتی سایتتان دعوت می کنید، بسیار مهم است: همواره پیوند به سایتتان را در سایت (صفحات) مهم دیگر قرار دهید تا موتور جستجوگر نه یکبار که چندین بار به سایت شما از آن طریق مراجعه کند.
موتور جستجوگر، کافیست که آدرس سایت شما را یاد بگیرد. آنوقت می توانید مطمئن باشید که هر ماه حداقل یکبار بدان مراجعه می کند. اما اگر پیوندهای سایتتان در سایت های معتبر و مهمی باشند آنوقت بیش از یکبار در ماه و حتی هر چند روز یکبار بدان مراجعه می کند. پیوند دادن و پیوند گرفتن امروزه مقوله ای بسیار جدی میان مدیران سایتهاست. شاید هر روزه میلیونها پست الکترونیک فقط برای این موضوع میان مدیران سایتها رد و بدل می شود.
منبع: سایت مقالات علمی ایران
البته مدیران سایتها نیز خسیس شده اند و به سادگی لینک نمی دهند. به سایت شما لینک نمی دهند تا زمانیکه به سایت آنها لینک ندهید: به من لینک بده تا من به تو لینک بدهم!
البته شاید حق دارند (PAGE RANK)
شما هم باید موضوع پیوندها را جدی بگیرید و تعداد پیوندهای به سایتتان را افزایش دهید.
حالا که بحث به اینجا کشیده شده است، اجازه دهید خود را ملزم به رعایت چند قانون ساده کنیم:
▪ در سایتتان حتماً صفحه ای را برای لینک دادن به سایتهای دیگر، اختصاص دهید.
▪ اگر سایتی محتوای مناسبی دارد، حتما به آن لینک بدهید حتی اگر از شما درخواست هم نکرده باشد.
با اینکار شما به طبیعت اینترنت احترام می گذارید و همچنین منابع مفید را به کاربران سایتتان معرفی می نمایید.
▪ از سایتهایی لینک بگیرید که به محتوای سایتتان ارتباط دارند.
▪ لینکها را تنها برای صفحه اول سایتتان درخواست نکنید.
▪ برای لینک گرفتن از سایتهای با ارزش، وقت صرف کنید.
● اما چرا پیوندها مهم هستند؟
▪ یکی از مهمترین دلایل آنست که ما با کمک آنها می توانیم موتورهای جستجوگر بیشتری را به سایتمان دعوت کنیم. لطفا دقت کنید که درست است که گوگل غول دنیای جستجوست اما موتورهای جستجوگر مهم دیگری نیز وجود دارند که شما نمی توانید از آنها غافل باشید.
یاهو نمونه ای از آنهاست. هر چه موتورهای جستجوگر بیشتری سایت شما را بشناسند، بهتر است.
▪ حدود بیست درصد مراجعات به وب سایتها از طریق دنبال کردن لینکهای موجود در وب است. چرا کاربران وب از طریق همین پیوندها به سایت شما مراجعه ننمایند؟
▪ اگر بدون درخواست شما به سایتتان لینک داده می شود، می تواند دلیل آن باشد که محتوای سایتتان برای سایت های دیگر مفید و مناسب بوده است و این می تواند معیار ارزیابی خوبی برای سایتتان باشد.
منبع: سایت مقالات علمی ایران
9 نکتهای که باید درباره آلودگی ویروسی رایانه های خود بدانید
نرم افزارهای مخرب یا Maleware ها مسیرهای هموار زیادی برای نفوذ به داخل رایانه های شخصی دارند که با شناختن آنها و عملکرد این نرم افزارها یا ویروسها می توان به میزان محافظت و ایمنی رایانه ها و اطلاعات شخصی کاربران افزود.
به گزارش خبرگزاری مهر، آخرین گزارش 232 صفحه ای اطلاعات ایمنی شرکت مایکروسافت از نکته های پر اهمیتی در رابطه با ایمنی رایانه های شخصی برخوردار است که نشریه لایو ساینس با توجه به این گزارش، نکاتی مهم در رابطه با نرم افزارهای مخرب که به آلودگی Malware شهرت پیدا کرده اند را معرفی کرده است.
1- آلودگی همه جا اتفاق می افتد: بر اساس گزارش مایکروسافت تعداد زیادی از رایانه هایی که در نیمه اول سال 2009 برای ردیابی آلودگی رایانه های خود به ابزار پاک کننده نرم افزارهای مخرب مایکروسافت رجوع کرده اند به Malware های قابل ردیابی و شناسایی آلوده شده بودند. منشا این آلودگی ها سیبری و مونته نگرو شناسایی شده اند زیرا درصد آلودگی در این مناطق به 97.2 درصد رسیده است. این میزان در ترکیه 32.3 درصد، در برزیل 25.4 درصد، در اسپانیا 21.6 درصد، در کره جنوبی 21.3 درصد، در عربستان 20.8 درصد و در تایوان 20.4 درصد اعلام شده است. پاک ترین رایانه ها در این گزارش به فنلاند و آمریکا تعلق داشته اند. البته رایانه های مکینتاش اپل از جمله رایانه هایی هستند که آلودگی به ویروسها و نرم افزارهای مخرب در آنها بسیار نادر است، نکته ای که در گزارش مایکروسافت به آن اشاره ای نشده بود.
2- ویروسها برای خود اکوسیستم تشکیل می دهند: ویروسهای رایانه ای وجود دارند که خود را کپی کرده و در میان رایانه های دیگر منتشر می شوند، این نوع از ویروسها در صورتی که از طریق نامه های الکترونیکی انتقال پیدا کنند کرم نامیده می شوند. تروجانها، Spyware، Adware و Maleware ها از جمله ویروسها و نرم افزارهای مخربی هستند که بدون آگاهی کاربر به رایانه وی وارد شده و می توانند علاوه بر ایجاد مزاحمت خسارات قابل توجهی را نیز به وجود آورند.
3- نرم افزارهای مخرب منابع متعددی دارند: کاربر می تواند این نرم افزارها را از یک وب سایت و یا کلیک کردن بر روی نامه های الکترونیکی ناشناخته یا اسپمها دریافت کند. دانلود نرم افزارهای رایگان در اینترنت و یا استفاده از ابزارهای آلوده مانند حافظه های یو اس بی آلوده از دیگر روشهای رایج نفوذ انواع ویروسها یا Maleware ها به رایانه است.
4- Maleware ها گاز می گیرند: تروجانها از این قابلیت برخوردارند تا نرم افزارهای مخرب دیگری را بر روی رایانه دانلود کرده و تخریب رایانه را با کمک آنها آغاز کنند. به گزارش مهر، ربودن رمزهای عبور، اطلاعات حساب بانکی و دیگر اطلاعات خصوصی برای دسترسی به حساب مالی کاربر از جمله توانایی های تروجانها به شمار می رود و حتی می توانند کنترل رایانه را به دست گرفته و از آن برای ارسال نامه های اسپم استفاده کنند.
5- تروجانها فعالتر از همیشه: این نوع از نرم افزاهای مخرب نسبت به دیگر ویروسها بسیار فعالتر هستند به طوری که در گزارش مایکروسافت 42 درصد از نمونه های آلوده به تنهایی به تروجانها آلوده شده بودند، پس از آن ویروس Adware با 16.3 درصد و ویروس سارق رمزهای ورود با 4.1 درصد از عوامل آلودگی های رایانه ای به شمار می روند.
6- میزان آسیب پذیری رایانه ها متغیر است: تمامی سیستم های عامل از میزان آسیب پذیری یکسانی برخوردار نیستند. گزارش مایکروسافت نشان می دهد میزان آلودگی ویندوز XP پس از به روز رسانی 32.5 درصد یعنی چهار برابر میانگین جهانی است. این میزان در ویندوز XP سرویس پک 3 و ویندوز ویستا به ترتیب کاهش پیدا می کند.
7- عملیات به روز رسانی: گزارش مایکروسافت نشان می دهد میزان آلودگی نسخه 64 بیتی یک نرم افزار یک سوم کمتر از میزان آلودگی نسخه 32 بیتی همان نرم افزار است.
8- تنها Maleware ها خطرناک نیستند: نامه های الکترونیکی جعلی که به نامه های فیشینگ شهرت پیدا کرده اند در حال حاضر در دسته تهدیدهای جدی برای کاربران رایانه به شمار می روند زیرا این نامه ها کاربران را به گونه ای فریب می دهند تا به راحتی به اطلاعات شخصی و ارزشمند آنها با هدف سرقت یا کلاهبرداری دسترسی پیدا کنند. این سبک از تهدیدهای رایانه ای پس از شکل گیری سایتهای اجتماعی گسترش پیدا کرده اند.
9- سلولهای خاکستری خود را به روزرسانی کنید: نرم افزارهای نمی توانند از شما در برابر نامه های فیشینگ محافظت کنند، تنها حس و تفکر شما است که از شما در برابر این تهدیدها مراقبت خواهد کرد. پس هر نوع نامه الکترونیکی که از شما تقاضای اطلاعات شخصی یا شماره حساب برای عضویت در سایتها، بازیها و یا استفاده از مزایای مالی یک شرکت را داشت بدون درنگ آن را پاک کنید.
منبع : علمی. کتاب .مجله و.. ۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه
سخن روز : میر حسین موسوی در مصاحبه با کلمه
میر حسین موسوی در مصاحبه با کلمه
انقلاب شده که شجاعت داشته باشیم و آزادی را بخواهیم
به لایحه هدفمند سازی یارانه ها بد بین هستم
سخن معلم
انقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم.انقلاب شده که ما شجاعت داشته باشیم و آزادی را بعنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم بخواهیم.ما نمی توانیم از این اصول برگردیم و هر هزینه ای که لازم باشد تن می دهیم و تحمل می کنیم.
به گزارش “کلمه “متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است:
××۱۳آبان امسال مردم با برخورد های خشن و بی سابقه نیروهای نظامی و انتظامی مواجه شدند وحجم نیروهایی که برای مقابله با تظاهرات مردم به کار گرفته شد بسیار عظیم بود به نظر شما چه نتیجه ای را از این اقدام می خواستند بگیرند؟ آیا به آن نتیجه رسیدند؟ کلا ۱۳ آبان امسال را چطور ارزیابی می کنید؟ و چه نتایجی حاصل شد؟
۱۳آبان امسال با نحوه شرکت مردم درخیابان ها وحضور در صحنه به یک خاطره بزرگ برای مردم ما تبدیل شد. در اوایل انقلاب مراسم و روزهای گوناگونی داشتیم. به تدریج به دلیل تکرار زیاد ٌعدم نوآوری دور شدن از مبدا و منبع چه بسا انگیزه هایی که برای آن روزها و مراسم بود دور شدیم و فراموش کردیم چه فضایی در کشور حاکم بوده و ارزشهای بنیادی که منجر به این مراسم و اتفاقات می شد را از یاد بردیم.
××بعد ازانتخابات روزهای تاریخی انقلاب باز تعریف و باز تفسیر شدند
جریانات رخ داده در انتخابات و پس از آن منجر به این شد که تک تک این روزها چه آنها که تاریخی هستند و چه آنها که متعلق به تاریخ انقلاب اسلامی هستند نماد جدید پیدا کرده دوباره باز تعریف و باز تفسیر شوند که بسیار مهم است.
۱۳ آبان یاد آور سه حادثه بود که در بیانیه گفته شد. مهمترین آن اشغال لانه جاسوسی و گرفتن سفارت خانه آمریکا توسط دانشجویان خط امام بود. دلایل آن هم روشن است. مساله کودتای ۲۸ مرداد و نوع فعالیت های آمریکا در حمایت از رژیم شاه سرکوب و کشتن مردم و غارت اقتصادی کشور که در یک نمونه آن خرید وسیع اسلحه در آن زمان بود . موضوع دیگر حضور چند ده هزار مستشار آمریکایی در کشورما که به ایران به عنوان بخشی از خاک آمریکا نگاه می کردند و هر کار که می خواستند انجام می دادند.
××مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند
من به ذهنم می آید اگر به جای آمریکا انگلیس یا روسیه بود هم این اتفاق بر ضد روسیه و انگلیس رخ می داد.مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند. تسخیر سفارت آمریکا واکنشی نسبت به این مساله بود.به خصوص بعد از بردن شاه به آمریکا و پس از آن جنایاتی که مرتکب شده بود.مردم احساس عصبانیت و نارضایتی کرده و سفارت را گرفتند.توجه به ریشه های تاریخی این روز(۱۳ آبان) در طول سالیان گذشته کمی تضعیف گردید.
من برداشتم این است که درست است در این مدت با آمریکا قطع رابطه داشتیم و شاید دیگر فعالیت آمریکا جلوی چشم و ذهن جوانان نبود اما مردم ما همچنان به بنیاد ها توجه دارند.دوست دارند که کشورشان مستقل باشد و بیگانگان حضور نداشته باشند.برای همین وجه مشترک وذهنیت همه مردم که در ۱۳ آبان به خیابان آمدند به این مساله بر می گشت.
××۱۳ آبان در خیابان علیه مردم لشکر کشی کردند
متاسفانه دخالت هایی در این قضیه (راهپیمایی ۱۳ آبان) صورت گرفت. جدا کردن مردم از یکدیگرو اعمال محدودیت برای راه سبز و جنبش سبز وضعیت تازه ای را بوجود آورد.
در درجه اول آنچه که در خیابان ها دیده شد یک لشکر کشی عظیم علیه مردم بود.من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنه ای را ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند.
صبح ۱۳ آبان که از خانه به سمت فرهنگستان بیرون آمدم شاهد یک آرایش نیروی بسیار متراکم روبروی دانشگاه تهران و همه خیابان های منتهی به خیابان آیت الله طالقانی و نقاط مرکزی شهر بودم.
همان لحظه که مردم هنوز جمع نشده بودند وآن اتفاقات نیفتاده بود به ذهنم رسید که اگر امروز یک نفر هم به خیابان نیاید این یک پیروزی برای راه سبز امید است.(آوردن آن همه نیرو) نشان می دهد چه خوفی از آن دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد.
×× کشوری که به نام اسلام اداره می شود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند
اگر واقع بینانه نگاه کنیم نباید نظام از این مساله بترسد. مسیردر کشوری که به نام اسلام اداره می شود ویک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند.
انقلاب اسلامی اتفاق افتاد که به مردم شهامت بدهد. مردم در انقلاب اسلامی از زمین سربرداشتند وچشم در چشم جهانیان دوختند. در خودشان شهامت را کشف کردند. این شهامت بود که به ما قدرت داد در ۸ سال دفاع مقدس مقابل همه نیروها بایستیم و با دادن شهدای بسیار یک میلیمتر از خاک کشور را واگذار نکنیم. در طول انقلاب سرمایه بزرگتر از این نداریم.
اولین برداشت از آن آرایش نیرو در ۱۳ آبان این است که مفهومی جز ایجاد ترس نمی تواند داشته باشد و سرمایه بزرگ (شهامت مردم)مورد تهدید و هدف قرار دادند. درحالی که اگربخواهیم یک ملت و کشور سرفراز و پیشرفته داشته باشیم باید بر این مساله (شهامت)تاکید کنیم و بایستیم. این همان چیزی است که در ۱۳ آبان مورد هدف قرار گرفت.
اما اگر بپرسیم آیا این هدف برای آنها حاصل شد؟ به نظر من حاصل نشد.
×× عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می شود
حضور گسترده نیروها و بعد آن ضرب و شتم ها که در تصاویر و سایت ها منتشر شد و شاهد های بی شمار داشت مردم را اذیت کرد. به مردم خسارت وارد کردند اما مردم نترسیدند. شما اگر صحنه خیابان ها را ببینید مردم را کتک می زنند اما مردم فرار نمی کنند بلکه می روند آن طرف خیابان شعار خود را می دهند.
نتیجه بعدی این نوع برخوردها (برخورد خشن)این است که عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می شود که راه سبز بر آن تاکید داشته است. پایبندی بر قانون اساسی و اجرای همه اصول قانون اساسی بدون دخالت واعمال سلیقه در کشور است که باید به آن توجه داشت.
برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت در جامعه ضروری است.
اگر بخواهیم اجماع قابل توجهی برای تغییر مطلوب در کشور به سمت اهداف خوبی که تعریف شده را بین خود حفظ کنیم و پایبندی خود را به این مساله نشان دهیم باید این حداقل( پایبندی به قانون اساسی ) را حفظ کنیم و بسیار ضروری است که بگوییم ما پایبند به قانون اساسی هستیم.
مردم توجه کنند که هرچه در مقابل آنها خشونت کنند آنها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند.برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است.
انقلاب شده که شجاعت داشته باشیم و آزادی را بخواهیم
انقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم.انقلاب شده که ما شجاعت داشته باشیم و آزادی را به عنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم بخواهیم.ما نمی توانیم از این اصول برگردیم و هر هزینه ای که لازم باشد تن می دهیم و تحمل می کنیم.
خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت آمیز و از مسیر غیرخشونت آمیزباشد
از نظر روش هم با مردم به اجماع رسیده ایم و این خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت آمیز و از مسیر غیر خشونت آمیز باشد.باید این اجماع را حفظ کنیم و در این راه خداوند کمک خواهد کرد.
××طرح هدفمند کردن یارانه ها اکنون در کشور مطرح است و بحث مخالفت و موافقت ها زیاد بوده است.نگرانی هایی هم بین کارشناسان وجود دارد با توجه به تجربیات اجرایی که شما داشته اید نظرتان در مورد نتایج این طرح چیست؟
طرح هدفمندسازی یارانه ها اسم مثبتی دارد.در این اصطلاحی که به کار می برند تایید می کنند که پرداخت یارانه ها اجتناب ناپذیر است و از سوی دیگر می گویند که می خواهیم یارانه ها را هدفمند کنیم.اما در برخی استدلال ها که برای یارانه شده و ما را به بیراهه می برد این است که برخی به گونه ای حرف می زنند که گویی یارانه مضر و زشت است در حالیکه این گونه نیست.
در همه اقتصادهای جهان یارانه پرداخت می شود.اصل اما این است که چگونه یارانه داده شود که بهترین حاصل را برای کشور داشته باشد.برخی از کشورهای پیشرفته پرداخت یارانه را به شکل وسیع در اقتصاد خود دارند.ما هم از این مساله جدا نیستیم.
باید به کسانی که استدلال می کنند یارانه کلا بد است و باید حذف شود گفت که اشتباه می کنند.
هدفمند کردن یارانه ها بیش از آنکه حذف یارانه ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است.
مشکل هدفمند کردن یارانه ها در محتوای خود لایحه ای است که به مجلس داده شد.این لایحه درواقع بیش از آنکه حذف یارانه ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است.
زمانی که ما نفت فراوان داریم و به خاطر آن امتیازات نسبی در کشور بدست می آوریم (در اینجا بحث قیمت وفروش ارزان و گران آن مطرح نیست) به دلیل آنکه نفتی که دولت می فروشد با قیمت بین المللی متفاوت است نباید به این اختلاف قیمت به چشم یارانه نگاه کند.این دید اشتباه است.این اختلاف قیمت در کالاهای داخلی هم وجود دارد.
اگر با این منطق به مساله هدفمند کردن یارانه ها نگاه کنیم باید به این سمت میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی ایجاد کنیم.در چنین حالتی انتظار است اگر قیمت حامل های انرژی برخی کالاها و خدمات را افزایش دهیم آیا بقیه بخش های اقتصاد خود را متاثر از اقتصاد بین الملل و قیمت جهانی می کنیم؟
آیا حاضر هستیم حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم؟
می توان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم و میانگین قیمت های داخل را بر این اساس تنظیم کنیم.
نمی توان از یک طرف اقتصاد کشور را متاثر از قیمت بین المللی و قیمت نفت خلیج فارس کنیم و از طرف دیگر این فاصله در بخش های دیگر را حفظ کنیم.به طور مثال تورم ۲۵ درصدی در سال گذشته به معنای از دست دادن یک چهارم قدرت خرید مردم بود.خوب ببینیم میانگین تورم در جهان و کشورهایی که از نظر اقتصادی موفق بودند چگومه بوده است؟
دولت می تواند از این زاویه به مسایل نگاه کند که بیشتر خدمات و کالاهایی که به مردم ارائه می دهد یا حقوقی که به مردم داده می شود و تنظیم کالای اقتصادی مردم هیچ تناسبی با وضعیت بیرون از کشور ندارد.به همین دلیل بالا بردن یک باره قیمت ها و حدف یارانه در مقابل پرداخت ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان برای هر فرد اشتباه بزرگی است که انجام می دهیم .
با اجرای لایحه هدقمند سازی یارانه ها ذائقه مردم تلخ خواهد شد
یقینا این اقدام اثرش را بر زندگی مردم خواهد گذاشت و ذائقه مردم تلخ خواهد شد و ممکن است شاهد مشکلات اساسی امنیتی اجتماعی و اقتصادی در کشور در سطح روستاها مردم مستضعف جامعه و در سطح تولید باشیم.
در همین رابطه من به یاد دارم که در اوایل انقلاب زمانی که بحث قیمت پایین نفت در داخل کشور مطرح می شد معتقد بودیم از این اختیار نسبی برای ایجاد رقابت قوی در سطح جهان و اقتصاد خود استفاده کنیم.نمی خواهم بگویم هیچ نوع سیاست تعدیل یا سیاست در جهت تنظیم یارانه ها و اقتصاد نداشته باشیم اما همه این ها می تواند به صورت یک بسته سیاستی و از هم جدا نباشد.
زمانی که قیمت حامل انرژی در کشور را بالا ببریم اثرش را در زندگی و سفره های عادی مردم خواهد گذاشت که باید تاثیر آن بر آموزش هزینه بهداشت و درمان و… را ارزیابی کرد.
اکنون باید دید آیا مقدمات لازم برای اینکه از این سیاست ها تاثیر کمتر ببینیم تدارک دیده ایم؟یا صرفا با پخش پول و در آمد ناشی از این سیاست ها چشم دوخته ایم. در این صورت نمی توان بر مشکلات غلبه کرد.نرخ تورم بالا فایده این برنامه ها را از بین می برد و ما را با وضعیت خطرناکی مواجه می کند.
دولت حالت بی طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند
آنچه که بنده را نگران می کند نبود یک برنامه جامع همراه با نظارت دقیق مجلس است.دولت تلاش بسیار کرده که در آمد ناشی از بالا بردن قیمت حامل های انرژی را (من این اسم را به جای هدفمند سازی یارانه به کار می برم) به صورت کلی و در یک سر فصل کلی در اختیار بگیرد.احساس می کنم این مساله منجر به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه خواهد شد.
به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقه ای مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده اند
در حال حاضر مشاهده می کنیم دولت و کسانی که در اجرا هستند حالت بی طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند.گاهی اختلاف مجری با یک دستگاه دیگر که نظر دولت را ندارد منجر به انجام ندادن کار می شود.نمونه آن مترو است.مترو جز، ضرورت های اصلی برای رفت و آمد است.با افزایش قیمت بنزین وسایل رفت و آمد عمومی مانند مترو را تقویت کند اما به دلیل اختلافات سیاسی و اختلافات سلیقه ای شاهد هستیم چند سال را از دست داده ایم و مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده اند.
برای اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها کافی است دولت با یک بخش خوب و با یک بخش بد باشد.به یک قسمت پول می دهد و به قسمت دیگر نمی دهد.
ضرورت برنامه ریزی در کشور این است که سلایق شخصی افراد را که گاهی به صورت اغراق آمیز وجود دارد کنترل شود.از اولین ضرورت ها و وظابف برای تشکیل مجالس در دوران مشروطیت تا به امروز این بوده که کنترل و ضابطه مند کردن هزینه و در آمد دولت را نظارت کند. در جمهوری اسلامی و قانون اساسی نیز بیش از گدشته به این نقش مجلس توجه شد.
اکنون اگر این بودجه(در آمد حاصل از حذف یارانه ها و افزایش قیمت حامل های انرژی )از نظارت دقیق مجلس خارج بماند نتیجه حاکم شدن سلیقه شخصی و ریخته و پاش فراوان است.
مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود؟ ندارند
هنوز مردم در جریان حساب ذخیره ارزی و نحوه خرج کرد آن نیستند.اینکه چطور از حساب ذخیره هزینه شده شفاف نبوده و مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود؟ندارند.این مسایل هنوز برای مردم جای سوال است و یا اینکه دولت موظف بوده طبق برتامه چهارم قیمت ها را در هر سال به صورت متوازن افزایش دهد و تمهیداتی بیندیشد که افزایش قیمت ها بر زندگی مردم اثر گذار نباشد.
این اقدامات انجام نشده و یک باره این طرح را به میان کشیده اند.
به لایحه هدفمند سازی یارانه ها بد بین هستم
بنده کلا به این لایحه بد بین هستم. البته برای کمتر شدن هزینه های مردم فکر می کنم مجلس با مقاومت باید حداقل نظارت خود بر هزینه ها را تثبیت کند تا اینکه از این بودجه برای عامه پروری یا تزریق پول در یک بخش ویژه مواجه نشویم. این مساله مهمی است که مردم و دست اندرکاران که در مجلس هستند باید نسبت به آن حساس باشند که این مساله کوچکی نیست.
سخن معلم
حمیدرضا حاجی بابایی کیست؟
حمیدرضا حاجی بابایی سال 1338 در روستای مریانج همدان و در خانواده ای مذهبی متولد شد. خانواده اش از سیرکاران مریانج بودند. اصلیت شان متعلق به همان روستاست. خانواده بابایی از نظر مالی فقیر بودند و از سوی دیگر تعداد خواهر و برادران وی نیز زیاد بودند. دوران کودکی و نوجوانی اش در سختی و به کار و درس در همدان سپری شد. در دوران نوجوانی به کارهای مذهبی از جمله شرکت در مجالس تفسیر قرآن و نهج البلاغه روی آورد و همچنین در مراسم های مذهبی فعالیت داشت. از نظر درسی متوسط بود و سرانجام در 18 سالگی توانست از مدرسه شریعتی دیپلم علوم تجربی را اخذ کند.
در آن زمان خانواده هایی که از نظر مالی در مضیقه بودند و فرزندانی درسخوان داشتند، را به تربیت معلم هدایت می کردند تا هم درس بخوانند، هم کمک خرج خانواده باشند و از سوی دیگر مشکل سربازی آنها در سالهای بعد حل شده باشد. حاجی بابایی به مجرد پایان تحصیلات به دانشسرای همدان رفت. همان دوره با یکی از دختران اقوامش در روستای مریانج ازدواج کرد. چنانکه خاستگاه اجتماعی اش و معمول آن روزگار بود به فوج انقلابیون پیوست، اما نقش موثری بیش از همه افراد دور و برش نداشت. فضای تربیت معلم بود که فعالیت دانشجویان علیه حکومت را بررسی می کرد و در صورت تخطی آنها را اخراج می کرد، چنانکه امروز نیز این رویه در تربیت معلم ...
پیگیری می شود. دو سال بعد و در سال 58، فوق ديپلم تجربي ( دبيري) را از دانشسراي راهنمايي تحصيلي همدان گرفت.
هرچند انقلاب شده بود و او خود را برای کمیته ها ثبت نام کرده بود، اما مشغله معیشت و درس موجب می شد تا او از چنین فعالیت هایی دور بماند. با این همه عضویتش در بسیج و کمیته بعدها موجب پیشرفت وی شد. به مجرد اتمام تحصیل به رزن اعزام شد تا به عنوان دبیر مقطع راهنمایی مشغول به کار شود. یک سال بعد به مدیریت مدرسه ای در رزن را عهده دار شد که تا سال 60 ادامه داشت.
او سپس به مدت دو ماه معاون آموزش و پرورش شهرستان اسدآباد و سپس تا سال 62 ریاست آموزش و پرورش این شهر را برعهده گرفت.
حاجی بابایی از سال 62 تا 64، ریاست آموزش و پرورش شهرستان کبودرآهنگ را عهده دار شد. سال 64 الهیات و معارف اسلامی را به عنوان رشته خود انتخاب کرد و به تهران آمد تا در دانشگاه تهران کارشناسی الهیات بخواند. او از این سال تدریس در مدارس کرج را آغاز کرد. سال 67 کارشناسی دبیری الهیات و معارف اسلامی را از دانشگاه تهران اخذ کرد و سپس به همدان بازگشت. او ابتدا دبیر دبیرستان های شهرستان همدان شد و دروس قرآن و دینی را در این مقطع تدریس کرد.
سال 70 برای او سال موفقیت بود. دوبار بدون کنکور وارد دانشگاه شد؛ اینبار کارشناسی ارشد الهیات گرايش علوم قرآني و حديث در دانشگاه آزاد واحد كرج. همان زمان ریاست آموزش و پرورش شهرستان همدان را نیز برعهده گرفت. پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد و در سال 72، در مراكز تربيت معلم در مقطع كارداني و دوره عالي ضمن خدمت فرهنگيان ( كارشناسي) و دانشگاه آزاد به تدریس مشغول شد. این دوره تا سال 74 طول کشید.
او که با محافل سیاسی مرکز بیش از پیش آشنا شده بود، خود را به عنوان نامزد نمایندگی مجلس از شهرستان همدان معرفی کرد. حاجی بابایی توانست به عنوان نماینده مردم شهر همدان وارد مجلس پنجم شود. گویا اختلافات با همسرش از همینجا شروع می شود. موقعیت جدید و فرهنگ همسرش، همسری که در همدان ماند و جای خود را در تهران به دختری جوان داد. حاجی بابایی سپس وارد دوره دكتراي الهيات و معارف اسلامي گرايش علوم قرآني و حديث دوره عالي تحقيقات دانشگاه آزاد تهران شد. حاجی بابایی در عرض یکسال مدرک دکترای خود را این دانشگاه اخذ کرد. او همزمان به تدريس در مراكز تربيت معلم و دوره عالي ضمن خدمت فرهنگيان و دانشگاه آزاد مشغول بود و در همین سال یعنی 74-75 به عنوان مدرس نمونه کشوری برگزیده شد. با اخذ دکترا در حالی که لباس نمایندگی را نیز بر تن داشت به عضویت هیئت علمی دانشگاه بوعلی همدان در آمد، با این حال هیچ گاه در آن دانشگاه تدریس نکرد.
حاجی بابایی در مجلس پنجم، به عنوان ریاست فراکسیوون فرهنگیان مجلس برگزیده شد. منصبی که تاکنون نیز آن را عهده دار است. وی در همان دوره به عنوان نائب رئيس كميسيون محاسبات و بودجه و امور مالي مجلس ( کارپردازی) برگزیده شد. در انتخابات سال 76 از ناطق نوری حمایت می کرد و میدان دار انتخابات در همدان بود. با این وجود گفته می شود در آن دوره بیش از 80 درصد شهر همدان به محمد خاتمی رای دادند.
او در سال 78 دوباره در انتخابات دوره ششم مجلس شرکت کرد و دوباره به عنوان نماینده مردم همدان برگزیده شد. او در این دوره عضو کمیسیون تلفیق و کمیسیون تلفیق برنامه 4 توسعه بود. در مجلس ششم اصولگرایان در اقلیت بودند، اما با تمهید کروبی و مساعدت نمایندگان اصلاح طلب به عضویت كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در آمد، عضویتی که هنوز نیز ادامه دارد. در ماجرای اعتصاب و اعتراض نمایندگان موضعی در حمایت از رهبری نظام گرفت و اغلب نامه های اعتراضی نمایندگان را امضا نمی کرد. او به راحتی و با رد صلاحیت گسترده نمایندگان توانست به عنوان نماینده دوره هفتم وارد مجلس شود و این بار در هیئت رئیسه نیز قرار گیرد.
25/8/1388
كانون فرهنگيان اصفهان
او در این مجلس از احمدی نژاد بسیار حمایت کرد و همراه با حداد عادل و باهنر موجبات انفعال مجلس در قبال دولت را به وجود آورد. در دوره هشتم نیز او به عنوان نماینده مجلس انتخاب شد و بازهم در هیئت رئیسه قرار گرفت. به این ترتیب او از سال 74 تا 88 ردای نمایندگی بر تن داشته و با سابقه ای پیش از 14 سال گذشته قرار است بزرگترین وزارتخانه کشور را هدایت کند. به اعتقاد نمایندگان به دلیل سابقه اش در مجلس او خواهد توانست بیش از 200 رای بیاورد. سابقه ای که نمایندگان اصولگرا در ارتباط با امور فرهنگی می دانند و در مجلس منظور از فرهنگ همان آموزش است. در حالی که وی بیش از 12 سال است که در کمیسیون امنیت ملی و هیئت رئیس مجلس و یا کمیسیون تلفیق عضو بوده است. او در مجلس هشتم نیز از احمدی نژاد حمایت کرد و مدام از نمایندگان درخواست می کرد که برای مقابله با دشمنان با احمدی نژاد مخالفت نکنند. گفته می شود که وی قرار است که سخنگویی هیئت دولت را نیز برعهده گیرد.
حاجی بابایی متاهل است و دو همسر دارد، شاید به همین دلیل در حمایت از ماده ای در لایحه خانواده دولت مبنی بر تسهیل چندهمسری، سخن سرایی می کرد.
وی دو کتاب به نام های "رشد از ديدگاه قرآن و روانشناسان" و "نقد و بررسي تاريخ تفسير قرآن به قرآن" را در شرف چاپ دارد.
حاجی بابایی در میان مردم شهر خود شهرت خوبی ندارد و اغلب همدانی ها ادعا می کنند که به وی رای نداده اند.
همچنین در مجلس شنیده شد که در ازای حمایت حاجی بابایی از استانداری برادر رحیمی معاون احمدی نژاد، در استان همدان، وی از سوی رحیمی به عنوان وزیر آموزش و پرورش به احمدی نژاد توصیه شده است. حمیدرضا حاجی بابایی قرار است وزارت آموزش و پرورش عهده دار شود.
كانون فرهنگيان اصفهان
۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه
مقایسه دو برنامه از دو نفر که ادعای وزارت داشته و دارند ....

مقایسه دو برنامه از دو نفر که ادعای وزارت داشته و دارند ....
آیا مشکل در این گونه نگارش هاست ؟
کسانی که در دانشگاه به ویژه مقاطع بالا تحصیل کرده اند به خوبی با مفهوم و کاربرد " تحقیق " آشنا هستند !
نگاهی به طرح های پیشنهادی و یا تحقیقی صورت گرفته توسط اکثر دانشجویان نشان می دهد که این گونه کارها اکثرا کپی برداری است و به عبارت دیگر " تولید محتوا " صورت نگرفته است !
همین حالت در آموزش ضمن خدمت معلمان نیز برقرار است !
اخیرا در میان دانش آموزان نیز واژه " تحقیق " به کرات استفاده می شود ؛ اما نگاهی به محتوای این گونه مکتوبات نشان می دهد که آن ها اساسا همچون کارهای دیگر فاقد ارزش علمی و محتوایی هستند !
محتوای علمی تولید شده در ایران نسبت به سایر کشورها پایین است و مدعای آن مطلب زیر است که توسط مرکز تحقیقات صدا و سیما منتشر شده است :
« شبكه علمي كشور در انتظار محتوا
دانش- گروه دانش - حميد ضيايي پرور:
توليد محتواي علمي و اطلاعات عمومي براي انتشار در شبكههاي موجود داخلي و كشور با وجود اجراي طرحهاي متعدد هنوز جوابگوي نيازهاي بخشهاي دانشگاهي و عموم مردم نيست.
توليد دانش و فناوري در هر كشوري ارتباط مستقيم با رتبه توليد محتوا و اطلاعات آن كشور در سطح جهان دارد. مشهودترين جايگاه انتشار اطلاعات و دانش و فناوري نيز وب سايتهاي هر كشور هستند.
حجم واقعي اينترنت به گفته اشميت مديرعامل گوگل، هماكنون به ٥ ميليون ترابايت رسيده است. گوگل كه هماكنون بهعنوان بهترين موتور جست وجوگر به شمار ميرود، تنها 071 ترابايت از اين مقدار را ايندكس كرده است.
عصر محتوا
از زمان اختراع ترانزيستور تاكنون شاهد 4 دوره متفاوت در راستاي پيشرفت فناوري اطلاعات بوده ايم: 1- عصر PC يا همان رايانههاي شخصي 2- عصر شبكه 3- عصر وايرلسها و ابزار قابل حمل 4- عصر محتوا.
اين بدان معناست كه دنياي سايبر امروز با پشت سر گذاشتن 3 دوره قبلي وارد عصر محتوا شده است و كشوري كه محتواي قابل عرضه در فضاي سايبر نداشته باشد از قافله علم و تمدن عقب خواهد ماند. حال با توجه به اين موضوع بد نيست نگاهي به وضعيت توليد محتواي فارسي در ايران بيندازيم.
نتايج يك تحقيق علمي در مركز تحقيقات مخابرات ايران نشان ميدهد كه از حدود 8 ميليون صفحه موجود در دامنه IR حدود 6 ميليون آن، مربوط به سايتهاي خبري است.
لذا محتواي مناسب به جز خبر، تنها حدود 2 ميليون صفحه است كه در مقابل بيشتر كشورها كه بيش از 100 ميليون صفحه دارند، رقم بسيار كمي است (بهعنوان مثال، دولت الكترونيكي كره جنوبي، شامل بيش از 108 ميليون صفحه است).
براساس اين تحقيق سايتهاي دولتي تنها حدود 9درصد يعني حدود 180 هزار صفحه را شامل ميشود كه نسبت به ساير كشورها رقم بسيار كمي است.
ديگر نتايج بارز اين تحقيق عبارتند از: كم بودن حجم محتواي فارسي وب در مقايسه با ساير كشورها (نسبت 10درصد)، نياز به يك مركز داده اينترنتي در كشور (73درصد سايتها در خارج از كشور هستند)، نياز به موتورهاي جستوجوي بومي (محتوا بيشتر از كدينگهاي عربي استفاده كرده است)، كم بودن سرويسهاي دولت الكترونيك (جستوجو و امنيت).
وب سايتهاي فارسي
تعداد وب سايتهاي فارسي با احتساب 100 هزار دامين داتاي آر ثبت شده در مركز فيزيك نظري ايران به زحمت به 300 هزار ميرسد.
اگر همان شاخص فعال بودن تعداد وب سايتها به نسبت كل وب سايتهاي ثبت شده در سطح جهان را به وب سايتهاي ايراني تعميم دهيم - يعني 73 ميليون از 184 ميليون - و نسبت 40 درصد را مبنا قرار دهيم ميتوانيم تخمين بزنيم كه حدود 120 هزار وب سايت فعال فارسي در فضاي وب وجود دارد كه البته طبق پژوهش مركز تحقيقات مخابرات ايران اكثر وب سايتهاي پر محتواي فارسي متعلق به خبرگزاريها و وبلاگهاست.
در اين ميان جايگاه پايين وب سايتهاي دانشگاهي ايران در توليد محتوا بسيار قابل تامل است؛
بهگونهاي كه طبق اعلام گروههاي مختلف سنجش وب سايتهاي دانشگاهي، بالاترين رتبه وب سايتهاي دانشگاهي ايران به دانشگاه تهران تعلق گرفته است با جايگاه 458 جهاني. وضعيت ساير دانشگاههاي ايران نيز بهتر از اين نيست.
البته ممكن است از اساس صورت مسئله را پاك كرده و بگوييم اين نوع رتبه بنديها را قبول نداريم ولي شاخصهاي اعلام شده همان شاخصهايي هستند كه ديگر دانشگاههاي بزرگ دنيا نيز با آن مورد سنجش قرار گرفتهاند.
بررسيها نشان ميدهد كه با وجود توليد مناسب علم و تحقيقات در دانشگاههاي ايران، آنها در مستندسازي و انتشار اطلاعات و محتواي مرتبط با اين توليد دانش چندان موفق نيستند ».
سخن معلم
مطرح کردن این بحث از این جهت بود که متوجه شویم متاسفانه ایران رتبه خوبی از نظر " تولید محتوای علمی " ندارد و همان گونه که قبلا هم گفتم اکثر کارها از نوع کپی برداری است و البته وزیر علوم دولت دهم نیز از این مساله مستثنی نبوده است !
اما بحث ما مقایسه دو برنامه از از دو فردی است که اولی قصدداشت سکان وزارت آموزش و پرورش را بر عهده بگیرد اما به علت کم تجربگی و نیز آن چه که متن انشا گونه بودن " برنامه " از سوی رئیس کمیسیون آموزش مجلس خوانده شد به دیوار برخورد کرد و دومی نیز در حال حاضر در انتظار رای اعتماد همکاران سابق خود است !
کافی است که نگاهی به این دو برنامه بیندازیم و آن گاه متوجه نکته بالا خواهیم شد !
« خانم کشاورز ، وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برنامه های خود را ضمن بیان مسائل پیش روی آموزش و پرورش در 10 راهبرد ارائه کرده است :
« جزئيات برنامههاي سوسن كشاورز، وزير پيشنهادي آموزش و پرورش اعلام شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس "توانا "، در مقدمه برنامه پيشنهادي سوسن كشاورز آمده است: تربيت بخشي از جريان آفرينش آدميان براي تحقق هدف آفرينش يعني دستيابي به قرب اليالله است؛ در اين راستا تربيت از يك سو از طريق شناسايي منابع هستيبخش وجود آدمي و كمك به شناخت و توسعه و بكارگيري شيوههاي دستيابي به آنها و از سوي ديگر با شناخت منابع هستيزدا در زندگي انسان و معرفي و تسهيل ساز و كارهاي پرهيز از آنها، به تداوم و تكامل هستي انسان مدد ميرساند؛ تربيت زمينهساز بروز و ظهور و شكوفايي مناسب فطرت پاك آدمي در راستاي هدايت افراد جامعه براي انتخاب آگاهانه و آزادانه مباني و ارزشهاست.
معرفي تربيت به عنوان رسالت اصلي انبياء و مأموريت نخستين اديان الهي سبب ميشود كه تربيت جهتدهنده و بنيان اساسي ديگر نهادهاي اجتماعي محسوب شود بنابراين بيترديد موفقيت ساير نهادهاي اجتماعي در ارايه كاركرد اصلي خود در راستاي دستيابي به حيات طيبه، مستلزم كمك جريان تربيت به آنهاست؛ بدين منظور مقام معظم رهبري نيز در بيانات ارزشمند خويش تاكيد دارند كه "كار آموزش و پرورش مهمترين كار كشور است " و همچنين رئيس جمهور ميفرمايند "اصلي كه بايد بسازد و پايههاي آينده را بنا كند آموزش و پرورش است اگر اين جريان در مسير خود با استحكام جلو برود، هيچ گاه در هيچ جايي آسيب نخواهيم ديد ".
براي آنكه نظام آموزش و پرورش به عنوان يكي از دستگاههاي اصلي تحقق جريان تربيت در كشور، موفقيت لازم را در دستيابي به اهداف موردنظر در راستاي ماموريت اصلي خويش كه همان فراهم نمودن زمينه كسب شايستگيهاي لازم جهت دستيابي افراد 17 ـ 6 سال به مرتبه قابل قبولي از حيات طيبه به صورت نظاممند، همگاني، عادلانه و الزامي است، در ساختارهاي كارآمد و اثربخش، به دست آورد، بايد برنامه مشخصي را تدوين كرد و در راستاي عملياتي نمودن محتواي برنامه، سياستگذاريهاي لازم را در اين نظام اتخاذ كرد.
بديهي است انجام هرگونه برنامهريزي در وزارت آموزش و پرورش مستلزم عنايت ويژه به محورهاي شامل تكيه بر مفاد آموزههاي بنيادي و اصيل اسلامي، تكيه بر رهنمودهاي امام امت (ره) و منويات مقام معظم رهبري در ديدگاههاي رياست محترم جمهوري، بررسي و تحقيق دقيق از وضعيت موجود نظام آموزش و پرورش چالشها و مسائل آن، توجه همه جانبه به تحولات ملي و جهاني و مورد نظر قرار دادن خط مشيهاي اساسي مطرح شده در اسناد بالادستي كشور مرتبط با نظام آموزش و پرورش است.
*مسائل فراروي نظام آموزش و پرورش كشور
آموزش و پرورش در شرايط كنوني با برخي معضلات و مشكلات روبروست كه به برخي از آن اشاره ميشود:
ـ ضعف در سياستگذاري و برنامهريزي مبتني بر معيارهاي فلسفه تربيت متناسب با جامعه اسلامي ايران به عنوان "چارچوب نظري راهنماي هدايت و ساماندهي انواع تربيت در راستاي ايجاد هماهنگي و انسجام بين انواع فعاليتها و برنامههاي گوناگون تربيتي و برقراري رابطه شايسته ميان آنها با فرهنگ و نظام فكري و ارزشي مقتضيات بومي در جامعه اسلامي ايران با توجه به تأكيدات مقام معظم رهبري كه ميفرمايند "آموزش و پرورش كنوني ما ساخته و پرداخته فكر ما، برنامههاي ما و فلسفههاي ما نيست و بناي كار بر آن فلسفهاي نبود كه ما امروز دنبال آن هستيم " و در رهنمودي ديگر ميفرمايند "بهترين و برجستهترين فكرها بايد بنشينند براي آموزش و پرورش طراحي كنند بايد فلسفه آموزش و پرورش اسلامي واضح باشد و براساس اين فلسفه افق آينده آموزش و پرورش كشور روشن باشد معلوم باشد ما دنبال چه هستيم و كجا ميخواهيم برويم و براساس آن خطكشي بشود برنامهريزي بشود و راهها مشخص بشود ".
ـ حضور كمرنگ نظام ارزشي جامعه اسلامي در بسياري از برنامهها و دچار شدن به تقليد و يا التقاط و عدم بهرهگيري از ظرفيتهاي مفاهيم ارزشي موجود در آموزههاي ديني در محتواي برنامههاي درسي و روشهاي ياددهي و يادگيري
ـ ابهام در جايگاه مناسب نهاد آموزش و پرورش در جامعه
ـ بيسوادي در فرآيند سياستگذاري، برنامهريزي و اجرا و سليقهاي عمل كردن
ـ تفكيك بين فعاليتهاي آموزشي و پرورشي
ـ عدم هماهنگي لازم بين نهاد آموزش و پرورش با ساير عوامل دخيل در جريان گسترده تربيت (آموزش عالي خانواده، رسانه، مسجد و غيره)
ـ عدم حاكميت رويكرد يكپارچهنگر و هماهنگ در سياستگذاريها و برنامهريزيها
ـ عدم توجه لازم به تقويت مصونيت بخشي و خودكنترلي در دانشآموزان با توجه به تحولات رخ داده در عرصه جهاني
ـ مشاركت ضعيف عوامل دروني مدرسه در تصميمگيريها و تصميمسازيها در سطوح بالا
ـ عدم توجه به مصالح تربيتي در برنامهريزيها و سياستگذاريها
ـ عدم سياستگذاري مطلوب در راستاي تقويت انديشهورزي، عقلانيت، خلاقيت و حاكميت نگرش حافظه محور در فرايند ياددهي و يادگيري
ـ تمركزگرايي افراطي و بيتوجهي به مقتضيات بومي و محلي و عدم توجه به بسط عدالت تربيتي
ـ آرمانگرايي غيره واقعبينانه در سياستها و برنامهها
ـ وجود نگاه مصرفي به آموزش و پرورش و عدم نگاه سرمايهاي به ويژه در مسئولان و تصميمگيران
ـ عدم سرمايهگذاري لازم در راستاي دستيابي دانشآموزان به شايستگيها و توانمنديهاي لازم جهت تكميل و تعالي هويت انساني اسلامي و ملي خويش
ـ عدم بهرهمندي مناسب و تجربيات دانش ايدههاي متفكران، صاحبنظران و كارشناسان زبده
لذا با ملاحظه موارد فوقالذكر برنامه اينجانب در آموزش و پرورش در قالب راهبردها و راهكارها در راستاي حل مسائل و دستيابي به وضعيت مطلوب به شرح ذيل عنوان ميشود.
*راهبرد يك: تحقق تحول بنيادين در مولفههاي اصلي نظام آموزش و پرورش با نظر به محتواي اسناد تحولي تدوين شده
راهكارها: 1-1- تأييد و تصويب نهايي اسناد فلسفه تربيت، فلسفه تربيت رسمي و عمومي، رهنامه و سند ملي از طريق مراجع ذيربط
2-1- انجام پروژههاي تحقيقاتي ذيل هر يك از مؤلفههاي اصلي نظام آموزش و پرورش در راستاي عملياتي نمودن مباني نظري مطرح شده در اسناد تحول
3-1- بسترسازي براي اصلاح اهداف، محتوا، روشها، ساختار، مديريت و قوانين و مقررات متناظر با يافتههاي حاصل از نتايج پروژههاي تحقيقي مرتبط با اسناد تحول نظام آموزش و پرورش
*راهبرد 2: تأكيد بر توسعه كيفي تعليم و تربيت
راهكارها: 1-2- تدوين برنامهها براساس پژوهشهاي كاربري و منطبق با دانش روز آموزش و پرورش، آخرين تحولات در عرصه جهاني و بكارگيري فناوريهاي نوين
2-2- بازنگري در نظام بودجهريزي، كنترل و نظارت مالي در آموزش و پرورش
3-2- افزايش و هدفمند كردن اعتبارات پژوهشي در بودجه آموزش و پرورش
4-2- برنامهريزي و تصميمگيري مبتني بر پژوهش و طراحي راهكارهاي علمي در كاربست نتايج، پژوهشها براي رشد شاخصهاي تعليم و تربيت
5-2- بهرهگيري از توانمنديهاي نخبگان با تشكيل اتاق فكر در حوزه صف و ستاد در راستاي هر يك از مسائلهاي اساسي نظام آموزش و پرورش
6-2- سازماندهي انتصابات به ويژه در حوزه مديريت آموزش و پرورش با تأكيد بر شايستهسالاري
7-2- بهرهگيري از توانمنديهاي مجموعه آموزش و پرورش (صف و ستاد) در اداره امور با تأكيد بر ارتقاء بخشي با فعاليتهاي تربيتي
8-2- اصلاح ساختار دورههاي تحصيلي و تأكيد بر قرار گرفتن دوره پيشدبستاني به عنوان دوره آموزش عمومي اجباري
*راهبرد 3: توسعه و تقويت مشاركت مردمي و بهرهگيري از ظرفيتهاي بخش غيردولتي در فعاليتهاي آموزش و پرورش
راهكارها: 1-3- فراهم كردن زمينه استفاده از امكانات و ظرفيتهاي سازمانهاي دولتي و غيردولتي به منظور كاهش هزينهها و افزايش درآمدها و سرمايهها
2-3- پيگيري براي پرداخت يارانه سود تسهيلات به سرمايهگذاري بخش خصوصي (مدارس غيردولتي) و تعاوني
3-3- تشويق خيرين مدرسهساز و مدرسهدار و احيا و گسترش سنت حسنه وقف
4-3- ساماندهي و اصلاح شيوههاي واگذاري و توسعه بخش غيردولتي
5-3- توسعه دامنه همكاريهاي بينالمللي در حوزههاي علمي و آموزشي با استفاده از فرصتهاي سازمانهاي منطقهاي و بينالمللي
6-3- جهتگيري صندوق ذخيره فرهنگيان به سمت رفع نيازهاي فعلي زندگي معلمان و فرهنگيان علاوه بر سودآوري موجودي هر يك از فرهنگيان
7-3- كسب مجوزهاي لازم براي فروش داراييهاي مازاد بر نياز براي پشتيباني از توسعه سطح معيشت فرهنگيان
*راهبرد 4: اصلاح نظام جذب، نگهداشت و توسعه منابع انساني
راهكارها: 1-4- بازنگري در نحوه جذب نيروي انساني با تأكيد بر توانمنديهاي اخلاقي، مهارتهاي حرفهاي و صلاحيتهاي علمي
2-4- توسعه مراكز تربيت معلم و گسترش آموزشهاي ضمن خدمت معلمان
3-4- تلاش در راستاي ارتقاء مستمر توانمنديهاي حرفهاي و تخصصي معلمان و صيانت از منزلت معلمان
4-4- حمايت از نخبگان فرهنگي و اعطاي تسهيلات به معلمان خلاق و نوآور
5-4- توسعه دامنه مسئوليت معلمان در طراحي و اجراي برنامهها در سطح مدرسه، منطقه، استان و كشور براساس رويكرد برنامهريزي درسي مبتني بر مدرسه
6-4- ارتقاء منزلت معلمان با مجهز نمودن آنان به توانمنديها و شايستگيهاي مورد نياز امر مربيگري
*راهبرد 5: توسعه عدالت تربيتي (آموزش و پرورش)
راهكارها: 1-5- پيگيري در راستاي ريشهكن كردن مدارس كپري در كشور
2-5- اولويت قرار دادن تخصيص امكانات و تجهيزات و جذب نيروي انساني جهت مناطق محروم
3-5- توجه به خرده فرهنگها، مقتضيات محلي، بومي و جنسي، پاسخگويي به نيازهاي دانشآموزان داراي نيازها و استعدادهاي ويژه فاقد سرپرست يا داراي سرپرست ناصالح
*راهبرد 6: توجه به خانواده به عنوان ركن تربيت
راهكارها: 1-6- مشاركت فعال خانوادهها در اجرا، هدفگذاري، برنامهريزي و ارزشيابي از برنامهها و اقدامات در جريان تربيت
2-6- فراهم كردن زمينه اجرايي قوانين جهت توسعه نقش خانوادهها در مديريت مدارس
*راهبرد 7: اصلاح و بهسازي قوانين و مقررات و ضوابط فرآيند انجام امور با تأكيد بر مديريت نيمه متمركز و اصلاح الگوي مصرف
راهكارها: 1-7- توسعه مدارس هيات امنايي به منظور افزايش كارآمدي، تسهيل و روانسازي تصميمگيريها و تصميمسازيها و توسعه اختيارات مديران مدرسه
2-7- الزام تمامي بخشهاي آموزشي به تدوين پيوست فرهنگي براي اصليترين طرحها و برنامهها
3-7- بهرهگيري از فناوريهاي نوين و بكارگيري آموزشهاي مجازي جهت انتقال مطالب و تجربيات مفيد به دانشآموزان، معلمان، كاركنان و اولياء در راستاي نهادينه سازي فرهنگ اصلاح الگوي مصرف
4-7- تلاش در جهت بسترسازي مناسب براي تحقق رويكرد مديريت مشاركت در اداره امور مدارس
*راهبرد 8: تأكيد بر تربيت دانشآموزان با برجستگيهاي اخلاقي، علمي، ديني، اجتماعي و داراي سلامت جسماني و رواني براساس آموزههاي ديني در اجراي بيانات مقام معظم رهبري
راهكارها: 1-8- تدوين نهايي و تأييد سند برنامه درسي ملي در مراجع ذيربط
2-8- اصلاح محتواي كتب درسي در راستاي ارتقاء سطح معرفتهاي ديني و علمي و برجستگيهاي اخلاقي و تقويت توانمنديهاي عقلاني و مهارتهاي اجتماعي دانشآموزان
3-8- عملياتي نمودن ارزشيابي توصيفي و كيفي در كليه مدارس در مقاطع ابتدايي و راهنمايي
4-8- گسترش بكارگيري روش حل مسائل و روشهاي ياددهي ـ يادگيري فعال در مدارس در تمامي دورههاي تحصيلي
5-8- تبيين رويكردي جديد براي احياي فعاليتهاي پرورشي و شكوفايي استعدادهاي برتر فردي متربيان در ساحتهاي مختلف تربيتي
6-8- تبديل طرح سنجش سلامت و آمادگي تحصيلي نوآموزان بدو ورود به دبستان به برنامه
*راهبرد 9: ايجاد نظام فراگير اطلاعرساني و دريافت و پاسخگويي و پيگيري مطالبات فرهنگيان پيشنهادي مردمي و رهنمودهاي مسئولان
راهكارها: 1-9- ايجاد شبكه ارتباطي جهت دريافت نظرات و پيشنهادهاي فرهنگيان و مردم
2-9- برگزاري نشستهاي استاني مسئولين و آموزش و پرورش با فرهنگيان و اولياء
3-9- ايجاد سازوكار مناسب براي برقراري ارتباط مناسب با رسانهها
*راهبرد 10: تعامل فعال با بخشهاي اثرگذار در امر تعليم و تربيت شامل نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و كميسيونهاي مربوطه و حوزههاي علميه
راهكارها: 1-10- ايجاد تعامل و هماهنگي لازم با نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي بالاخص با كميسيون آموزش و تحقيقات
2-10- زمينهسازي جهت مشاركت فعال حوزه علميه در برنامههاي آموزش و پرورش از جمله (تأليف كتابهاي درسي، طراحي فعاليتهاي پرورشي، تعميق ارزشهاي ديني در برنامه مدارس) »
این جا را بخوانید :
نقدی بر برنامه های ارائه شده توسط سوسن کشاورز ؛ وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش ( 1 ) پنجشنبه پنجم شهریور 1388 20:18
http://smiedu.blogfa.com/post-2271.aspx
نقدی بر برنامه های ارائه شده توسط " سوسن کشاورز " وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش (2) جمعه ششم شهریور 1388 16:14
http://smiedu.blogfa.com/post-2273.aspx
حال به برنامه های ارائه شده توسط رئیس کمیسیون فرهنگیان مجلس در دو دوره مجلس توجه کنید تا متوجه تفاوت ها بشوید !
جزئيات برنامههاي آينده حميدرضا حاجي بابايي، وزير پيشنهادي آموزش و پرورش اعلام شد. در مقدمه اين برنامه آمده است: نظام تعليم و تربيت به عنوان نهادي بيبديل در نقشآفريني براي هدايت جامعه اسلامي و ايجاد زمينه براي توليد علم و دانايي، نيازمند برنامهريزي دقيق همراه با شناخت عميق از آن است و در اين مسير بايد به ميدان وسيع و در عين حال تعريف شدهاي مراجعه كرد كه راه سعادت و موفقيت در گرو پيمايش اين ميدان است؛ ميداني به وسعت مكتب الهي اسلام و پيامي به نورانيت قرآن كه شروع آن با آيات نوراني سوره علق است كه فرمود: اقراء باسم ربكالذي خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربكالاكرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان مالم يعلم (سوره علق 5 ـ1)
مكتبي كه علم و تعليم را مبناي فرستادن رسول گرامي اسلام ميداند و پيامبر عظيمالشأن اسلام ميفرمايد: «بالتعليم ارسلت» من براي تعليم فرستاده شدهام «البحار ج 1 ص 206) و پس از اين توضيح كامل از مسير هدايت نظام تعليم و تربيت اسلامي، قانون اساسي به عنوان ميثاق كلي كشور و سند چشمانداز 20 ساله نظام، ديدگاههاي امام راحل عظيمالشأن و مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) چراغ راه كساني است كه به آموزش و پرورش ميانديشند و در عين حال قانون اهداف و وظايف آموزش و پرورش كه در سال 1366 توسط مجلس شوراي اسلامي نيز مصوب شده است از مؤلفههاي بزرگي است كه در مجموع، راه نظام تعليم و تربيت اسلامي را براي رسيدن به جامعه هدايت شده هموار ميسازند.
حقيقت آن است كه مهمترين هدف در نظام جمهوري اسلامي ايران، اصلاح فرهنگ است و آموزش و پرورش از محوريترين اركان فرهنگ جامعه محسوب ميشود و توجه ويژه به آن از اهداف بلند امام راحل عظيمالشأن، آن يگانه دوران بود كه در بيانات گهربارشان فرمودند: «مجلس و ملت و متفكران متعهد اين حقيقت را باور كنند و اصلاح فرهنگ و از آن جمله اصلاح مدارس از دبستان تا دانشگاه را جدي بگيرند و با تمام قوا در سد راه انحراف بكوشند. (ص 185 كلمات قصار ـ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني 1372)
هزينههاي سرسامآور مبارزه با انحرافات اجتماعي، دغدغههاي مهم سياسي، اقتصادي، فرهنگي، طمع دشمنان براي استحاله فرهنگي، فورچالههاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، فردي و خانوادگي همه پيامرسان توجه ويژه آموزش و پرورش است. اهداف بلند چشمانداز 20 ساله نظام در توليد علم و سرعت در توسعه كشور، استحكام مباني فرهنگي، پويايي اقتصاد، طراوت و شادابي در سياست عين ديانت ـ استحكام خانواده، مجهز كردن جوانان براي طي مسير نوراني اسلام، اميد به آينده، نشاط و شادابي در جامعه، جامعه عمل پوشيدن به آموزههاي ديني، و پرورش انسانهاي دينمدار، متعهد، مسئول و داراي وجدان اجتماعي همه و همه مرهون توجه ويژه به نظام تعليم و تربيت است و تعليم و تربيت در مدرسهاي انجام ميپذيرد كه محور اساسي و مرشد و مراد آن معلم است كه كليد رشد و هدايت و تحقق استعدادهاي الهي در فطرت دانشآموزان را در دست دارد و راه سعادت و شقاوت را مينماياند و چون شمع ميسوزد تا روشنيبخش مسير جواناني باشد كه آينده كشور را رقم خواهند زد.
امام عظيمالشأن آن معلم بزرگ فرمود: «همه سعادتها و شقاوتها انگيزهاش از مدرسههاست و كليد دست معلمين است. همين آموزش و پرورش اگر خودشان يك پرورش صحيح نداشته باشند و يك تعليم صحيح، نميتوانند جوانها را تعليم كنند و آموزش بدهند و پرورش بدهند» (ص 204 از كلمات قصار موسسه تنظيم نشر آمار امام خميني «ره») به همين دليل است وقتي ميگوئيم هر كشوري آموزش و پرورش داشته باشد همه چيز را دارد توجه به آموزش و پرورش توجه به همه آن چيزهايي است كه براي بالندگي كشور نياز داريم و دغدغه آن را داريم آموزش و پرورش نه يك نهاد مصرفي كه آموزش و پرورش مهمترين و اساسيترين ركن از اركان توليدي كشور است كه توليدات آن انسانهاي شايسته و خودساختهاي هستند كه سكانداري مديريت، اقتصاد، سياست، فرهنگ و اجتماع را به دست دارند. نميتوان گفت كه امروزه هر كشوري كه داراي منابع مالي و نيروي انساني باشد لاجرم كشور پيشرفتهاي است بلكه كشورهايي كه از توليد علم بيشتر برخوردارند ميتوانند در رقابتهاي سنگين جهاني قدمهايي بلندتر ر ا بردارند.
بيتوجهي يا خداي ناكرده كوتاهي در آموزش و پرورش، آينده خسارتباري را به دنبال خواهد داشت كه به هيچ وجه قابل جبران نيست تا جايي كه امام آن پير بيدار دل فرمودند: «توجه كنيد كه دوره مدارس مهمتر از دانشگاه است چرا كه رشد عقلي بچهها در اين دوره شكل ميگيرد.» (ص 185 از كلمات قصار، موسسه تنظيم و نشر اثار امام خميني «ره» 1372)
مسامحه و سهلانگاري در تعليم و تربيت، خيانت به اسلام و جمهوري اسلامي و استقلال فرهنگي و كشور ميباشد بايد از آن احتراز كرد. (ص 184 از كلمات قصار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني «ره»)
بنابراين كار آموزش و پرورش كار اساسي كشور است كه مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) ميفرمايد: كار آموزش و پرورش مهمترين كار كشور است.
الف) منابع برنامهريزي در آموزش و پرورش
1ـ احكام نوراني اسلام
2ـ رهنمودهاي امام راحل (رض) و مقام معظم رهبری (مدظلهالعالي)
3ـ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
4ـ سند چشمانداز 20 ساله
5 ـ قانون برنامه 5 ساله پنجم اقتصادي ـ اجتماعي ـ فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
6ـ مصوبات مجلس شوراي اسلامي
7ـ قانون مديريت خدمات كشوري
8ـ قانون اهداف و وظايف آموزش و پرورش
ب) هدفهاي بنيادين
1ـ تقويت و تحكيم مباني اعتقادي، معنوي و روحيه اتكال به خداوند متعال و اعتماد به نفس دانشآموزان و رشد فضيلتهاي اخلاقي آنان
2ـ ايجاد زمينههاي لازم براي حفظ استقلال فرهنگي، اقتصادي و سياسي از طريق آشنا ساختن دانشآموزان به علوم، فنون، صنايع و مشاغل مورد نياز جامعه بر اساس اولويتهاي برنامه توسعه كشور
3ـ شناسايي استعدادهاي دانشآموزان و اهتمام در جهت رشد و شكوفايي استعدادها و تقويت روح پژوهش، ابتكار و آفرينش
ج) مأموريتها
1ـ آموزش عمومي: شامل ايجاد مهارت لازم در امر خواندن و نوشتن، آموزش مباني اعتقادي، اخلاقي، علمي و فرهنگي
2ـ آموزش نيمه تخصصي: آموزشهايي كه زمينههاي فراگيري علوم نظري را فراهم كرده و فرد را با مبادي علوم و فنون آشنا و او را براي طي مدارج عاليه آماده سازد.
ـ آموزشهايي كه فراگيرنده را بر مبناي تعليم مهارتهايي كه جنبه كاربردي دارد جهت احراز شغل يا حرفه معين تربيت ميشود.
د) مسائل فراروي نظام آموزش و پرورش كشور
1ـ تقليدي، سنتي و ناكارآمد بودن نظام آموزشي در 2 بعد كارايي دروني و بيروني
2ـ عدم ارتباط منطقي و ضروري ميان نيازهاي جامعه اعم از بخش صنعت، كشاورزي، بهداشت، سلامت و ...) محتواي دانش، مهارت و تربيت در آموزش و پرورش
3ـ عدم بهرهگيري از ظرفيتهاي بالاي مفاهيم ارزشي و آموزههاي ديني در محتواي برنامههاي درس و فرآيند يادگيري
4ـ عدم هماهنگي فراگير ميان نهاد آموزش و پرورش با ديگر عوامل و نهادهاي تأثيرگذار بر فرآيند تعليم و تربيت مانند حوزه، دانشگاه، مساجد، خانواده و ....
5 ـ مشاركت ضعيف عوامل دروني مدرسه در تصميمسازيها به دليل تمركزگرايي در نظام آموزشي
6 ـ ناديده گرفتن مقتضيات محلي، در اتخاذ رويكردهاي تربيتي ـ آموزشي
7ـ عدم استفاده از ظرفيت بالاي آموزش و پرورش در تقويت عقلانيت، خلاقيت، هويت ديني، ملي، انضباط اجتماعي در طي فرآيند نظام آموزشي
8 ـ به روز نبودن فضاها و تجهيزات آموزشي و ورزشي به ويژه در بخش دختران با هدف بسط عدالت آموزشي
9ـ به روز نبودن تجهيزات آموزشي هنرستانها جهت متعادل ساختن توزيع متوازن دانشآموزان و جذب و ترغيب به ادامه تحصيل در رشتههاي فني و حرفهاي
10ـ فقدان يك نظام جامع در فرايند جذب، گزينش و نگهداشت نيروي انساني به ويژه معلمان با هدف ارتقاي مهارتهاي حرفهاي آنان
11ـ ناكارآمد بودن شيوههاي ارزشيابي تحصيلي
12ـ عدم توجه كافي به گسترش فناوري و لزوم كسب مهارتهاي جديد در حوزه IT و ICT
13ـ نهايي نشدن طرح جامع تربيتي و سند ملي آموزش و پرورش با هدف اتخاذ رويكردهاي مناسب تربيتي به منظور تسريع در تحقق تحول بنيادين
14ـ بيتوجهي به موضوع خودكنترلي و مصونيتبخشي در دانشآموزان با توجه به تحولات جهاني
15ـ بيثباتي در نظام مديريتي آموزش و پرورش
16ـ عدم شفافيت در بخش اطلاعات آماري آموزش و پرورش به علت فقدان نظام جامع آماري و اطلاعرساني
17ـ عدم نگرش سرمايهاي و توليدي به آموزش و پرورش
هـ) راهبردها و سياستها:
1ـ تقويت و تعميق باورهاي ديني و هويت ملي
2ـ تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاي كيفي آن بر اساس نيازها و اولويتهاي كشور در 3 حوزه دانش، مهارت و تربيت و نيز افزايش سلامت روحي و جسمي دانشآموزان با توجه به سياستهاي كلي برنامه پنجم توسعه با رويكرد گفتمان پيشرفت و عدالت براي تدوين الگوي توسعه ايراني ـ اسلامي از سوي مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي)
3ـ اصلاح نظام جذب، نگهداشت و توسعه منابع انساني
4ـ توسعه عدالت در نظام آموزش و پرورش
5 ـ ترويج مشاركت فراگير در آموزش و پرورش
6 ـ بازآفريني مرجعيت معلم، بهبود جايگاه حرفهاي، ارتقاء منزلت اجتماعي
7 ـ توسعه و به روز كردن آموزشهاي فني و حرفهاي
8 ـ تعريف روشن از شاخص سطح سواد به منظور ارتقاء شاخصها، برنامهها و روشهاي آموزش
9ـ بهبود تشكيلات و اصلاح و بهسازي قوانين، مقررات و فرآيند انجام كار با رويكرد پرهيز از تمركز و حركت به سوي مديريت نيمه متمركز
و) برنامههاي عملياتي جهت تحقق اهداف و راهبردها
1ـ تعميق و توسعه تربيت ديني
2ـ بازنگري در محتواي كتب درسي در راستاي ارتقاء سطح علمي و آگاهيهاي عمومي و توانمنديهاي اخلاقي و اجتماعي دانشآموزان
3ـ ايجاد فضاي خلاقيت، نوآوري، شكوفايي و آفرينشهاي علمي ـ ادبي و هنري با هدف تقويت روحيه اعتماد به نفس در دانشآموزان
4ـ پرورش و ارتقاي مهارتهاي ادراكي، كلامي، اجتماعي و تلفيق و هماهنگي فعاليتهاي پرورشي درون و برون مدرسهاي با نگاه تربيتپژوهي به منظور آمادهسازي دانشآموزان در ايفاي مسئوليتها و تكاليف و استيفاي حقوق اجتماعي
5 ـ جهت دادن به مواد درسي و برنامههاي پرورشي در راستاي تعالي علمي و رشد فضيلتهاي اخلاقي براي تسري و تعميق روحيه همكاري، قانونمداري، مشاركتجوئي و نيز افزايش اميد به آينده و زندگي سعادتمند و با نشاط
6ـ تصويب نهايي فلسفه راهبردي تعليم و تربيت سند ملي آموزش و پرورش به عنوان نقشه راه در توسعه كمي و كيفي آموزش و پرورش
7ـ جذب نيروي انساني با تأكيد بر توانمنديهاي اخلاقي، آموزههاي ديني، مهارتهاي حرفهاي و صلاحيتهاي علمي از طريق نخبهگزيني و ساماندهي مراكز تربيت معلم با تكيه بر دستاوردهاي نوين علمي و آموزشي
8 ـ فراهم كردن تسهيلات و شرايط لازم براي ارتقاي سطح علمي معلمان
9 ـ تلاش مستمر به منظور استفاده از قابليتهاي درون و برون سازماني در جهت ارتقاء و بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان
10ـ حمايت از نخبگان علمي، فرهنگي و اعطاي تسهيلات ويژه به معلمان خلاق و نوآور
11ـ تلاش پيگير در جهت ساماندهي اعتبارات و تخصيص بهينه امكانات، تجهيزات و نيروي انساني با اولويت مناطق محروم
12ـ توجه ويژه به امر آموزش بزرگسالان، تحت پوشش قرار دادن تمام كودكان واجبالتعليم در مناطق محروم، مرزي و عشايري به ويژه كودكان با نيازهاي ويژه (استثنايي)
13ـ فراهمسازي بيشتر بسترهاي قانوني جهت نقشآفريني هدفمند خانوادهها در به ثمر رساندن اهداف آموزش و پرورش
14ـ ارتقاء نقش شوراهاي آموزش و پرورش با هدف بهرهگيري بيشتر از امكانات منطقهاي
15ـ ايجاد بستر مناسب جهت اجرايي شدن قوانين و مقررات توسعه مشاركتهاي مردمي در آموزش و پرورش
16ـ اصلاح ساختار تشكيلات، مديريت و ساماندهي نيروي انساني در راستاي پيشبرد اهداف عالي آموزش و پرورش
17ـ نوآوري در تدوين برنامههاي درسي، كاهش حجم و افزايش كيفيت آموزش متناسب با نياز كشور و بهرهگيري از روشهاي نوين ياددهي ـ يادگيري
18ـ برنامهريزي توسعهاي، در جهت بهبود كيفيت و ارتقاء سطح مهارت و كارآمدي آموزشهاي فني حرفهاي همگام با فناوريهاي نوين و هماهنگ با بازار كار
19ـ برنامهريزي در جهت مشاركت بخش غيردولتي در واگذاري آموزشهاي فني حرفهاي در راستاي تعامل با كارخانجات و مراكز صنعتي با هدف راهاندازي هنرستانهاي مهارت محور و كارآفرين
20ـ برنامهريزي جامع در جهت تجهيز مدارس به فناوري اطلاعات و گسترش سيستمهاي آموزشي هوشمند به منظور بهرهگيري از روشهاي نوين آموزشي
21ـ تلاش در جهت رشد اعتبارات سرانه واحدهاي آموزشي و هدفمندسازي آنها
22ـ ايجاد و توسعه كارآمد هستههاي مشاوره تربيتي و تحصيلي
23ـ بهرهگيري از توانمندي نهادهاي فرهنگي، علمي و تربيتي در جهت غنيسازي اوقات فراغت دانشآموزان
24ـ تقويت معاونت پرورشي در جهت رشد فضيلتهاي اخلاقي و باورهاي ديني بر پايه همافزايي علم و دين
25ـ اهتمام ويژه به برگزاري و هدفمندسازي مسابقات فرهنگي ـ هنري و المپيادهاي علمي ـ ورزشي در سطوح ملي و بينالمللي
26ـ فراهم نمودن امكانات پژوهشي در جهت شكوفايي استعدادهاي دانشآموزان از طريق ساماندهي و تقويت پژوهشسراها و بالا بردن روح پژوهش در سيستم آموزشي كشور
27ـ توجه ويژه به ورزش مدارس و نهادينه نمودن تربيتبدني به عنوان يك فرهنگ عمومي
28ـ ارتقاء سطح بهداشت و توجه خاص به افزايش آگاهيهاي بهداشتي فردي و اجتماعي
29ـ طراحي نظام جامع نظارت و ارزيابي مبتني بر تحقق اهداف آموزش و پرورش
30ـ ساماندهي فضاهاي آموزشي
سخن پاياني
اعتقاد دارد دولت با حمايت مجلس و در چارچوب رهنمودهاي مقام مظم رهبري ميتواند اين اهداف بلند را محقق سازد، بر اين اساس خود را ملزم ميداند تا همواره در كنار نمايندگان عزيز به عنوان سربازي كوچك در بين سربازان بيشمار انقلاب اسلامي ايران مجري قانون و خدمتگزار نظام تعليم و تربيت اسلامي بوده و در جهت تحقق آنچه را كه در اين فرصت به صورت مجمل ارايه گرديد در قالبي مبسوط و برنامهاي با همكاري متقابل ميان دولت و مجلس محترم، فرهيختگان فرهنگي، انديشمندان و قاطبه مردم فرهنگ دوست تأكيد نمايد و با بكارگيري همكاراني صالح، كاردان، توانا، ولايتمدار و مردمدار از فكر و خرد جمعي صاحبنظران و خيرخواهان براي اصلاح و بسامان كردن امور بهره گيرد.
در پايان يادآور ميشود در صورت اعتماد نمايندگان محترم اين مسئوليت خطير را بر دوش خواهم گرفت و اگر مرا معاف دارند با تفضل الهي، باز هم در خدمت آنان خواهم بود و در سنگر فعلي به نمايندگي و خدمتگزاري افتخار خواهم نمود و در هر دو صورت از الطاف الهي و اعتماد رياست محترم جمهور و شما نمايندگان محترم سپاسگزار خواهم بود.
" سخن معلم " قصد حمایت و یا جهت گیری از هیچ کدام از نامزدها را نداشته و ندارد چراکه معتقد است نگاه حاکم بر هسته اصلی برنامه ریزی و مدیریت امور بسی فراتر از این گونه برنامه هاست و باید که این هسته مرکزی در درون و بدنه آن باشد و....
در هر حال ...
متن کلی ، شعارگونه و البته تکراری تقریبا ویژگی مشخص برنامه " فرد اجرایی کار کشته " آقای حاجی بابایی است !
این در حالی است که خانم " کشاورز " جهت گیری کلی برنامه خود را حول " تحول در فلسفه آموزش و پرورش "معرفی کرده بود اما آقای حاجی بابایی ظاهرا جهت گیری خاصی در این مورد ندارد !
از سوی دیگر ، چند نکته کلیدی در برنامه خانم کشاورز وجود داشت از قبیل : ابهام در جايگاه مناسب نهاد آموزش و پرورش در جامعه
ـ بيسوادي در فرآيند سياستگذاري، برنامهريزي و اجرا و سليقهاي عمل كردن
ـ تفكيك بين فعاليتهاي آموزشي و پرورشي
" سخن معلم " همواره اعتقاد داشته است که نگرش جامعه نسبت به " آموزش " باید متحول شود و در این راستا باید یک نظام مستقل، جامع و غیر دولتی ( ملی ) رسانه ای ایجاد شود تا بتواند ماموریت های واقعی آموزش ( و پرورش ) را برای افکار عمومی بازکند در غیر این صورت آموزش ( و پرورش ) همچنان در جا خواهد زد ...
نکته ای که به صورت گذرا و کوتاه در برنامه خانم کشاورز به آن اشاره گردیده بود :
*راهبرد 9: ايجاد نظام فراگير اطلاعرساني و دريافت و پاسخگويي و پيگيري مطالبات فرهنگيان پيشنهادي مردمي و رهنمودهاي مسئولان
راهكارها: 1-9- ايجاد شبكه ارتباطي جهت دريافت نظرات و پيشنهادهاي فرهنگيان و مردم
2-9- برگزاري نشستهاي استاني مسئولين و آموزش و پرورش با فرهنگيان و اولياء
3-9- ايجاد سازوكار مناسب براي برقراري ارتباط مناسب با رسانهها
در اولین گام.... بدون طراحی یک مدل و فضای گفت و گوی دوطرفه و موثر نمی توان امیدی به این گونه متن های شعاری بست و این وزیر هم پس از جلوس بر تخت وزارت سرنوشتی بهتر از پیشنیان نخواهد یافت ....

اشتراک در:
پستها (Atom)





