۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

پیوند تازه علما و جنبش، محصول مقاومت مردم

پیوند تازه علما و جنبش، محصول مقاومت مردم
شبکه
جنبش راه سبز (جرس): تداوم اعترض مردم به نفی جمهوریت، سلب حق انتخاب، نادیده گرفتن نظر آنها در نحوه اداره کشور و تداوم اعتراض به اعمال خشونت عریان علیه اعتراضات آرام و مسالمت آمیزشان که با حمایت جمعی از علما همراه شده، پیوندی تازه میان جنبش سبز و علما و حوزه های علمیه ایجاد کرده است.
به گزارش خبرنگار جرس، اگرچه دو تن از شاخص ترین رهبران جنبش یعنی خاتمی و کروبی از روحانیون به شمار می روند، ولی پیوند علما و جنبش در سطح میانی از زمانی جدی تلقی شد که آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه در حرکتی ارزشمند صدای ملت را شنید و حاکمیت را برای برخورد ناصواب با مردم مورد سرزنش قرار داد. با این حرکت هاشمی، علمای بسیاری هر روز با صدور بیانیه و اطلاعیه ای به جنبش سبز و مردمی ایرانیان پیوستند.
در سطح علمای طراز اول و مراجع همانند گذشته آیت الله العظمی منتظری پیشتاز دفاع از حقوق مردم و اعتراض به ستمگران بوده است. آیت الله العظمی موسوی اردبیلی و آیت الله العظمی صانعی نیز از جنبش سبز حمایت کرده اند. آیت الله طاهری، آیت الله بیات زنجانی و آیت الله دستغیب بیانیه هائی متین در راه سبز مردم منتشر کرده اند.
در تازه ترین اقدام، آیت الله الله العظمی صانعی با صدور بیانیه ای در حمایت از بیانیه مشترک خاتمی، کروبی و موسوی، حمایت قاطع خود را از جنبش سبز اعلام کرده است. در متن بیانیه آیت الله صانعی که نسخه ای از آن در وب سایت ایشان قرار گرفته، خطاب به رهبران جنبش آمده است:تظلم های کتبی شما بزرگان که گویای تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوری اسلامی که توسط امام امت (سلام الله علیه) ترسیم گردیده، دریافت شد.همانطور که همگان می‌دانند میزان رأی ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسی باید بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر این اساس باید به سمتی حرکت کنیم که منطق، آزادی بیان، صدق و راستی و دفاع از حقوق انسان ها جایگزین ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحی و جسمی ـ که ماحصل دولت‌های غیر مردمی، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه‌های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت‌آمیزی را داشته اند، هستیم.
اینجانب به حکم لزوم جلوگیری از ظلم ظالمین به همه کسانی که سببا یا مباشرا در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان‌ها از اقشار مختلف مردم دخالت می‌کنند و به اذیت و ایذاء آنها در زندان‌ها و سلول‌ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می‌باشد ـ می‌پردازند می‌گویم که اینگونه ظلم‌ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می‌رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانیت و معصیتی فوق‌العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان (علیهم السلام) که آنها هم امام بوده‌اند و برای درس به دیگران وصیت کرده‌اند که باید از آن فاصله گرفت و به آن نزدیک نشد: «ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصراً الا الله» لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده‌اند توبه نموده و رضایت مضروبان و آسیب‌دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت‌الله هاشمی دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمایند تا پرونده دولت بیش از مساله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که به وسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل می‌شود، سنگین‌تر نگردد و حقوق اولیه مردم تضییع نشود و به جای توجه به اعتراض توده‌های مردم در داخل و خارج، سینه و قلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم‌ها و اذیت‌ها و اعتراف‌گیری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها نه تنها منجر به تقویت حکومت نمی‌شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهایت ناله مظلومان، قطعا ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.
در خاتمه این بیانیه آمده است: همانطور که قبلا گفته‌ام، بار دیگر به شما و همه ملت شریف و عزیز ایران اسلامی در داخل و خارج و همه کسانی که تلاش می‌کنند صدای مظلومین معترض به انتخابات را به گوش جهانیان برسانند عرض می‌کنم که مبادا فشارها و اذیت‌ها و حق‌کشی‌ها موجب یأس و ناامیدی شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق یابد بلکه باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقایان با حفظ وحدت، که رمز پیروزی شماست و اتحاد توده‌های مردمی را نیز به دنبال خواهد داشت، توانسته‌اید همگام و همفکر با یکدیگر به جلب و جذب مردم مخصوصا نسل جوان بپردازید و شهد شیرین دفاع از حقوق انسان‌ها و حاکمیت مردمی را به یادگار بگذارید.
از مردم عذر خواهی کنید و به آنها برگردید
آیت‌الله علی‌محمد دستغیب، از علمای بنام شیراز و از اعضای خانواده‌ی اصیل دستغیب، نیز با صدور پیامی شدیداللحن به نامه‌ی منتسب به اکثریت اعضای مجلس خبرگان رهبری واکنش نشان داد و از آنها خواست عذرخواهی کنند و به خواست ملت برگردند.چند روز پیش نامه ای مجعول با عنوان اکثریت مجلس خبرگان منتشر و از مواضع آیت الله هاشمی رئیس مجلس خبرگان در نماز جمعه انتقاد شده بود.در نامه آیت الله دستغیب که در وب سایت ایشان منتشر شده آمده است:بیانیه‏اى را مشاهده کردم که جمعى از نمایندگان مجلس خبرگان رهبرى صادر کرده‏اند. اینجانب به عنوان یکى از اعضای خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مى‏کنم: مى‏فرمایید چهل میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. اما سؤال اینجا است که سخن اکثریت ایشان این است که رأى ما کجا رفت؟ اگر شما به این خواسته آنها احترام مى‏گذاشتید و اهمیت مى‏دادید که الان هم دیر نشده، چنانچه صندوقى باقى باشد بازشمارى مى‏کردید، بر شما معلوم مى‏شد که خواست آنها غیر عقلایى نبوده.
بعضى افراد فکر مى‏کنند که دفاع از خطبه روز جمعه ۲۱/۴/۸۸ آیةاللَّه هاشمى دفاع از شخص هاشمى و مقابله با مخالفین هاشمى است، در صورتی که هر شخص فهیم این خطبه را تقدیر مى‏کند و نقطه قوّت جهت استمرار جمهورى اسلامى ایران مى‏داند، چون مطالب جناب آقاى هاشمى همان مطالبات مردم است که امام امت‏(رحمه الله) براى آنها احترام قائل بود.
شما آیة اللَّه هاشمى رفسنجانى را نصیحت کردید، اما ظاهراً فراموش کرده‏اید که بعد از فوت امام امت (رحمه الله) بدون فوت وقت و با وجود حضرات آیات صافى گلپایگانى و اردبیلى و مشکینى و امینى و دیگر بزرگان از علما، ایشان براى حفظ نظام همه توان خود را گذاشت و با سخنان خود خبرگان را آماده کرد که به حضرت آیةاللَّه خامنه‏اى رأى بدهند، با آن حساسیت زمانى که یقیناً مکتوب است، آنگاه کسى نگفت خلاف نظام سخن مى‏گوید و خلاف نظام عمل مى‏کند، موجب تفرقه شده، اما اکنون که حقایقى بر خلاف میل شما مى‏گوید و بر همه شما خوب واضح است که حقیقت چیست، حالت اعتراض دارید. این انصاف است؟ پس غرض از این بیانیه حفظ نظام نیست.
شما توصیه به اخلاق مى‏کنید. خوب بود از آن همه خلاف شرع‏ها که در مناظره تلویزیونى روى داد، نهى مى‏کردید، و خوب بود شما به شکنجه‏هاى نامشروع در زندانها که هر روز جسدهایى تحویل داده مى‏شود، اعتراض مى‏کردید. مطمئن باشید که مردم اگر با آنها به صداقت رفتار شود، همه مخلص علما و روحانیون صادق هستند. شما را به خدا، هنوز هم دیر نشده، در عوض اینهمه تهمت‏ها، سرکوبها، نسبت ارتداد دادن، ضد ولایت فقیه خواندن، نسبت به عمال خارجى دادن و متهم کردن افراد به دستور گرفتن از خارج و براندازى نظام و هر شخصیت و یا جمعیتى را به نحوى از اطراف خودتان دور کردن؛ بیایید در عوض این کارها، دست مهر و محبت به سر مردم بکشید، زندانی‌ها را آزاد کنید، عذرخواهى کنید، با آزادى آنها به خواست اکثریت گوش دهید. ببینید چقدر لذت مى‏برید از دوستى، از محبت واقعى، از رحمت خداوند.در خاتمه این پیام با اشاره به اینکه گفته می شود اعترافاتی که در زندان گرفته شده به عنوان مدرک جرم بازداشت شدگان تلقی شده است، تصریح دارد: هیچ مرجعى چنین فتوایى جهت صحت چنین اعترافاتى نمى‏تواند بدهد. لذا از نظر شرعى و قانونى مدرک نمى‏باشد.خبرنگاران جرس با پیگیری اخبار بیوت مراجع و علما، آخرین بیانیه ها و پیام های آنان در همراهی با جنبش سبز را منتشر خواهند کرد.

نامه ای به پدرم ( عاطفه امام )

نامه ای به پدرم
عاطفه امام
لحظاتي ست که رگ جان مي گسلد
سرد و بي روح مي نشينم و چشمانم خيره به در.
منتظر تا که بيايد با شور
وخانه ی دلم را روشن کند وپر از نور.
توي اين سکوت مرگبار
گرمي دستان او را مي طلبم .
کاش مي شد که بياید ...
سلام، می‌دانم که صدایم را نمی‌شنوی اما برای دل‌تنگی‌هایم برای سکوت بی‌پایان مادر و برای لبخند تلخ لحظه‌هایم می‌نویسم.
تو آنجایی و من اینجا، در این فکر که تا چه حد در اشتیاق، بار دیگر در کنار تو بودنم.
آن شب که تو را وحشیانه از ما جدا کردند چاره‌ای نبود جز سکوت،
مرگی که در آن صدای پلک زدن باران می‌آمد و من در احساسی که در خمیدگی کوچه ناپدید می‌شد تشییع می‌شدم.



پدرم!
الان 40 روز است که در انتظار دیدن دوباره‌ات نشسته‌ام . نمی‌دانم الان کجایی و به چه فکر می‌کنی . کاش بودی و می دیدی که لیلایت در نبودنت چگونه مردانه ایستاده و بار سنگین این خانه را به دوش می کشد .


بچه ها هرکدام غم دوری ات را در پشت حصار اشک هایشان پنهان کردند. هر لحظه ی زندگیم را با آموخته هایت معنا دادی‌. به من آموختی که از حقم دفاع کنم اما الان حق دیدن تو را هم از من گرفته‌اند،‌ حال این حق را از که طلب کنم؟!
حال روزگار به من یاد داد، گاه باید از شیفتگی رها شد تا به آگاهی رسید.
ببین چقدر نجیب نجوا می‌کنم تو را میان اشک و دلتنگی!
سکوت، خستگی از شانه های بی احساسم می گذرد و در گرداگرد جسمم آخرین دیدار تورا تداعی می کند.
آنگاه که زنجیره های بی اعتمادی پاهایم را به زمین میدوزند
بغض یاریم می کند !
آری !
بغض در حصار چشمانم میریزد و من از شرم نگاه های شاد تو
گاه گاه هوای تازه را بهانه می کنم تا در خلوت دوری اتبی صدا بگریم ...
حاکمان!
برزخ را چه قیامتی است؟ که اینگونه گل را خشک و خشت را آجر می‌کند؟
دنیا را چه خیراتی است که وجدان را ذوب و محبت را تبدیل به آتش می‌کند؟
دنیا را چه خیری است که بشر را اینگونه به دنبال قدرت می‌کشاند؟
و هم اکنون لحظه‌هایم در حسرت فهم این واژه به یغمای زمان می رود که "عشق" را در جستجوی کدامین متاع شیطان به باد داده‌ایم که اینگونه نفرت در کیسه هایمان اندوخته‌ایم؟
دولتمردان!
من هنوز در سینه خود شراره‌ای آسمانی دارم که نامش وجدان است. با این کلمه آشنایید؟ فکر نمی‌کنم ...
اللهم عجل لولیک الفرج
دخترت عاطفه
*عاطفه امام دختر جواد امام مسوول ستاد انتخاباتی تهران میرحسین موسوی و معاون وزیر نیرو دولت خاتمی

زندان ابوغریب دولت بوش را رسوا کرد، اما در اوین هیچ کس پاسخگو نیست

حمیدرضا جلایی‌پور گفت‌و‌گوی اختصاصی با «موج سبز آزادی»
زندان ابوغریب دولت بوش را رسوا کرد،
اما در اوین هیچ کس پاسخگو نیست


حمیدرضا جلایی‌پور، استاد دانشگاه و پدر محمدرضا جلایی‌پور عضو بازداشتی پویش موج سوم، با مقایسه شرایط دو زندان ابوغریب و اوین در عراق و ایران، گفت: هر روز با خبری تازه از کشته شدگان در زندان‌های قانونی و غیرقانونی جمهوری اسلامی در اثر ضرب و شتم و شکنجه در زندان روبه‌رو می شویم و هیچ کس هم پاسخگوی این خون‌ها و جنایات رخ داده نیست.

جلایی‌پور در گفت‌وگوی اختصاصی با «
موج سبز آزادی» درباره‌ی حضور صبح امروز خود در محل زندانیان اوین، گفت: پس از 40 روز پیگیری‌های بی‌حاصل برای اطلاع از وضعیت محمدرضا، از طریق یکی از خانواده‌های زندانیان سیاسی به ما اطلاع دادند امروز دوشنبه برای ملاقات با محمد رضا به اوین مراجعه کنیم. ما از صبح به در بازداشتگاه اوین آمدیم، ولی پس از ساعت‌ها معطلی و پیگیری، کسی پاسخی به ما نداد.وی با اشاره به حضور تعداد زیادی از مادران و پدران بازداشت شدگان و مفقودین در حوادث بعد از انتخابات در جلوی بازداشتگاه اوین، افزود: من از دیدن این خانواده‌ها که با نگرانی به دنبال پاسخی در مورد وضعیت فرزندان یا دیگر اعضای خانواده‌شان می‌گردند، خون دل خوردم و شاهد صحنه‌های تأسف‌باری بودم.
این عضو جبهه‌ی مشارکت همچنین در مورد پیگیری‌های 40 روز اخیر خود گفت: بنده از تمامی مراجع و کانال‌های ممکن غیر از رهبری در مورد وضعیت محمدرضا پرس‌و‌جو و پیگیری کردم، اما هیچ کس حاضر به پاسخگویی نیست و مسئولیتی در مورد این بازداشت‌ها به عهده نمی‌گیرد. یک گروه نامشخص که هیچ یک از دستگاههای امنیتی یا قضایی از آن اطلاعی ندارد، این وضعیت را ایجاد کرده و گویا پاسخگوی کسی در کشور نیست.
وی با اشاره به حوادث زندان ابوغریب در عراق عنوان کرد: همگان دیدند در مورد زندان ابوغریب عراقی‌ها آزادانه اعتراض کردند و جنایات صورت گرفته توسط اشغالگران را افشا کردند و به کمک افکار عمومی برای تعطیلی این زندان و محاکمه‌ی عوامل آن جنایت‌ها اقدام کردند. حتی در اثر این افشاگری‌ها مردم آمریکا بوش و حزب متبوعش را که به عنوان رئیس‌جمهور و حزب حاکمه آمریکا مسئول اتفاقات رخ داده در آن زندان بود، در انتخابات تغییر دادند. اما در ایران با اینکه به حق مانور تبلیغاتی گسترده‌ای علیه این جنایت‌ها و علیه آمریکا صورت گرفت، اما هر روز با خبری تازه از کشته شدگان در زندان‌های قانونی و غیرقانونی جمهوری اسلامی در اثر ضرب و شتم و شکنجه در زندان روبه‌رو می‌شویم و هیچ کس هم پاسخگوی این خون‌ها و جنایات رخ داده نیست.

جزئیات تازه‌ای درباره‌ی نحوه‌ی شهادت امیر جوادی لنگرودی

جزئیات تازه‌ای درباره‌ی نحوه‌ی شهادت امیر جوادی لنگرودی



یکی از دوستان شهید جوادی لنگرودی اطلاعات جزئیات تازه‌ای را درباره‌ی نحوه‌ی شهادت وی برای «موج سبز آزادی» ارسال کرده است که در ادامه می‌خوانید.
امیر جوادی لنگرودی متولد 23 شهریور 1364 در رشت و دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین، روز 18 تیر به همراه عده‌ای دیگر از جوانان بازداشت شد. گفته‌اند که وی در بازداشتگاه به تشنج مبتلا شده است. نیروهای امنیتی او را به بیمارستان فیروزگر منتقل می‌کنند، در حالی که خیلی کتک خورده بوده و تنش کبود بوده است.
او در روز جمعه 19 تیر از بیمارستان ابتدا به کلانتری 148 انقلاب و از آنجا به کهریزک منتقل می‌شود. در کهریزک با پوتین آنقدر به سینه و سرش می‌کوبند که یک چشمش می‌ترکد، دچار خونریزی ریوی می‌شود و خلط خونی استفراغ می‌کند. بعد از شکنجه، قرار بوده به اوین منتقل شود که در مسیر دچار تشنج و ایست قلبی ریوی می‌شود.
وی در روز 23 تیر در زندان به شهادت می‌رسد. ده روز جسدش را در سردخانه نگه می‌دارند، تا 3 مرداد که به خانواده‌اش برای تحویل جسد خبر می‌دهند. پزشکی قانونی دلیل مرگ را «ایست تنفسی به خاطر خونریزی ریوی» اعلام کرده است.
پیکر این شهید، روز یکشنبه، بعد از روزها بی‌خبری و دربه‌دری به خانواده‌اش تحویل داده شد، با این شرط که علت مرگ او را بیماری مزمن ریوی عنوان کنند. صبح امروز، دوشنبه، پیکر این شهید، در بهشت زهرای تهران تشییع و در کنار پیکر شهدای مظلوم سبز دیگر آرام خواهد گرفت.
همچنین بر اساس یک گزارش دیگر، علی جوادی لنگرودی، پدر این شهید، در نامه‌ای که در مورد کشته شدن پسرش به خبرگزاری‌ها ارسال کرده، آورده است: «حال که اين نامه را ارسال می‌کنم، از اوين زنگ زدند و گفتند بيا جنازه‌ی پسر و جگرگوشه‌ات را از پزشکی قانونی تحويل بگير. لازم است بگويم پسرم در تاريخ ۱۸ تير ماه در محدوده‌ی اميرآباد توسط لباس‌شخصی‌ها مصدوم و در بيمارستان بستری بود، اما پس از بهبودی به زندان اوين برده شد و حالا جنازه‌ی پسر ۲۴ ساله‌ام را تحويلم می‌دهند.»
وی در اين نامه می‌افزايد: «پسرم بنام امير جوادی لنگرودی پسری بود به دور از جريانات سياسی و فقط عاشق وطن بود، همين و بس. پسری مودب و سر به زير که به تازگی مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها بايد برایش عزا بگيرم و مادری نيست تا برايش گريه کند.»

آیت‌الله العظمی صانعی: باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت ادامه داد

در پاسخ به نامه خاتمي، كروبي و ميرحسين
آیت‌الله العظمی صانعی: باید راه احقاق حق را
بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت ادامه داد
قلم - آیت‌الله العظمی صانعی به نامه سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی پاسخ داد و تاکید کرد که باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد.
به گزارش قلم‌نیوز، متن نامه آیت‌الله العظمی صانعی به این شرح است:
"حضور محترم حجج الاسلام والمسلمین آقایان خاتمی، کروبی و دوست مکرم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و سایر امضاکنندگان محترم نامه مورخ 3/5/88 بعد التحیة و السلام؛
تظلم های کتبی شما بزرگان که گویای تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوری اسلامی که توسط امام امت (سلام الله علیه) ترسیم گردیده، دریافت شد.
همانطور که همگان می‌دانند میزان رأی ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسی باید بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر این اساس باید به سمتی حرکت کنیم که منطق، آزادی بیان، صدق و راستی و دفاع از حقوق انسان ها جایگزین ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحی و جسمی ـ که ماحصل دولت‌های غیر مردمی، مستبد و خودخواه است ـ گردد.
اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه‌های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت‌آمیزی را داشته اند، هستیم.
اینجانب به حکم لزوم جلوگیری از ظلم ظالمین به همه کسانی که سببا یا مباشرا در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان‌ها از اقشار مختلف مردم دخالت می‌کنند و به اذیت و ایذاء آنها در زندان‌ها و سلول‌ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می‌باشد ـ می‌پردازند می‌گویم که اینگونه ظلم‌ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می‌رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانیت و معصیتی فوق‌العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان (علیهم السلام) که آنها هم امام بوده‌اند و برای درس به دیگران وصیت کرده‌اند که باید از آن فاصله گرفت و به آن نزدیک نشد:
«ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصراً الا الله»
لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده‌اند توبه نموده و رضایت مضروبان و آسیب‌دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت‌الله هاشمی دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمایند تا پرونده دولت بیش از مساله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که به وسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل می‌شود، سنگین‌تر نگردد و حقوق اولیه مردم تضییع نشود و به جای توجه به اعتراض توده‌های مردم در داخل و خارج، سینه و قلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم‌ها و اذیت‌ها و اعتراف‌گیری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها نه تنها منجر به تقویت حکومت نمی‌شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهایت ناله مظلومان، قطعا ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.
در خاتمه همانطور که قبلا گفته‌ام، بار دیگر به شما و همه ملت شریف و عزیز ایران اسلامی در داخل و خارج و همه کسانی که تلاش می‌کنند صدای مظلومین معترض به انتخابات را به گوش جهانیان برسانند عرض می‌کنم که مبادا فشارها و اذیت‌ها و حق‌کشی‌ها موجب یأس و ناامیدی شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق یابد بلکه باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقایان با حفظ وحدت، که رمز پیروزی شماست و اتحاد توده‌های مردمی را نیز به دنبال خواهد داشت، توانسته‌اید همگام و همفکر با یکدیگر به جلب و جذب مردم مخصوصا نسل جوان بپردازید و شهد شیرین دفاع از حقوق انسان‌ها و حاکمیت مردمی را به یادگار بگذارید.
یوسف صانعی"

متن كامل سخنان مهم ميرحسين موسوي در جمع فرهنگيان و تشكل‌هاي معلمان ايران

موسوی:
اعیاد، فرصتی برای بروز خلاقیت‌های نهضت سبز است
چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟
آزادی کجاست؟
قلم - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.
وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.
موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.
وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.
میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.
وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟
موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.
میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.
وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟
موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.
وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.
موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.
وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.
موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.
وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.
موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.
وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .
موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.
وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.
موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.
وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.
میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.
موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟
به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.
موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.
وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.
موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.
وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.
میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.
وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.
موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.
وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

تفسیرشورای نگهبان از اصل 136/ تصمیم شتابزده و شرایط استثنایی کابینه

تفسیرشورای نگهبان از اصل 136/ تصمیم شتابزده و شرایط استثنایی کابینه
خبرگزاری مهر - گروه سیاسی: در پی عبور تغییرات کابینه دولت نهم از مرز نصف تعداد کل وزرا ، بر اساس نص صریح قانون اساسی رسمیت دولت در شرایط کنونی در هاله ای از ابهام قرار گرفته است زیرا قانون دولت را نیازمند رای اعتماد مجدد مجلس دانسته است.
به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین زمزمه های مربوط به لزوم اخذ مجدد رای اعتماد کابینه محمود احمدی نژاد از مجلس شورای اسلامی با جدی شدن موضوع استیضاح علی کردان پس از استعفای رحمتی از وزارت راه در خانه ملت مطرح شد، زمانی که وزیر کشور مورد نظر نهمین رئیس جمهور ایران ، دهمین تغییر را به کابینه احمدی نژاد تحمیل کرد.
بر اساس اصل ۱۳۶ قانون اساسی « رئیس جمهور می تواند وزرا را عزل کند و در این صورت باید برای وزیر یا وزیران جدید از مجلس رای اعتماد بگیرد و در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت نیمی از هیئت وزیران تغییر نماید باید مجددا از مجلس شورای اسلامی برای هیئت وزیران تقاضای رای اعتماد کند.»
تا پیش از برکناری وزیران ارشاد و اطلاعات - و در حالی که اخبار متناقضی هم از برکناری وزرای کار و بهداشت توسط محمود احمدی نژاد به گوش می رسد - علی کردان دهمین تغییر دولت نهم در سطح وزیر محسوب می شد.
اما در پی صدور رای عدم اعتماد مجلس شورای اسلامی برای حمید بهبهانی که مدتی پس از استعفای محمد رحمتی وزیر وقت راه به وقوع پیوست ، مباحثی درباره تفسیر نص 136 قانون اساسی از سوی برخی رسانه ها و جریانات نزدیک به دولت مطرح شد که بر اساس آن منظور اصل مذکور « تغییر یکباره نیمی از اعضای کابینه» تفسیر می شد!
عده ای در خصوص مباحث مربوط به اصل 136 قانون اساسی در آن مقطع با اشاره به «بی سابقه بودن این وضعیت در تاریخ جمهوری اسلامی» ایران و «عدم وجود تفسیر مشخص از سوی شورای نگهبان در این باره» سعی در اثبات این نظریه داشتند که موضوع رای اعتماد مجدد صرفا‌ در صورت تغییر یکجای نیمی از اعضای کابینه احمدی نژاد صدق خواهد کرد.
اما مراجعه به متن پرسش و پاسخ مشابه با شرایط کنونی که در سال 1362 و در دوران نخست وزیری مهندس میرحسین موسوی با شورای نگهبان تبادل شده، در این خصوص راهگشا خواهد بود: « شورای محترم نگهبان، احتراما نظر به این که در اجرای اصل 136 قانون اساسی ابهاماتی ایجاد شده است علیهذا خواهشمند است با عنایت به اصل 98 در خصوص موارد ذیل اعلام نظر فرمایند:
1- آیا قسمت ذیل اصل 136 که مقرر نموده است:"در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت، نیمی از اعضای هیئت وزیران تغییر نمایند دولت باید مجددا از مجلس تقاضای رای اعتماد کند." ناظر به موردی است که تغییر نیمی از اعضای هیئت وزیران دفعتا واحده صورت پذیرفته باشد یا به هر ترتیبی که این تغییر از زمان ابراز رای اعتماد مجلس به دولت حاصل گردد مشمول اصل فوق الذکر خواهد بود؟ 2- در صورت اخیر چنانچه تعداد اعضای هیئت وزیران پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت افزایش یافته باشد ملاک احتساب تغییر نیمی از اعضای هیئت وزیران چیست؟
نخست وزیر- میر حسین موسوی »
و اما پاسخ شورای نگهبان به سئوال نخست وزیر وقت اینگونه بود : « جناب آقای میرحسین موسوی، نخست وزیر؛ عطف به نامه شماره 8334/م ن مورخ 7/9/1362 راجع به سئوال از اصل 136 قانون اساسی موضوع در جلسه رسمی شورای نگهبان مطرح و مورد بررسی قرار گرفت و نظر اکثریت اعضای شورا (بیش از سه چهارم) به شرح ذیل اعلام می گردد:
1- ذیل اصل 136 قانون اساسی که مقرر نموده است (... و در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت، نیمی از اعضای هیئت وزیران تغییر نماید دولت باید مجددا از مجلس تقاضای رای اعتماد کند) منحصر به موردی نیست که تغییر نیمی از اعضای هیئت وزیران دفعتا واحده صورت پذیرفته باشد بلکه به هر ترتیبی پس از زمان ابراز اعتماد مجلس به دولت، این تغییر حاصل شود مشمول اصل فوق الذکر است و دولت باید مجددا از مجلس تقاضای رای اعتماد کند. 2- در صورتی که تعداد اعضای هیئت وزیران افزایش یافته باشد ملاک احتساب تغییر نیمی از اعضا، وضع حاضر هیئت وزیران است. یعنی هر زمان با توجه به تعداد اعضای هیئت وزیران در همان حال چنان چه ملاحظه شد نیمی از اعضای آن تغییر یافته اند تقاضای رای اعتماد مجدد از مجلس لازم است.
قائم مقام دبیر شورای نگهبان- حسین مهرپور»
به گزارش خبرگزاری مهر ، بر اساس نص صریح قانون اساسی و تاکید اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «مهمترین نیاز کشور مبنا قرار گرفتن قانون، عقلانیت و اخلاق است» طبعا نه تنها در پی تغییر یکباره چندین وزیر بلکه با افزوده شدن تنها یک تغییر به لیست تغییرات کابینه دولت نهم در روزهای پایانی عمر خود برای حیات به عنوان "دولت" محتاج اخذ رای اعتماد مجدد از نمایندگان ملت است.
پرویز کاظمی وزیر رفاه و تامین اجتماعی، محمد کاظمی اردکانی وزیر تعاون، علیرضا طهماسبی وزیر صنایع و معادن، کاظم وزیری هامانه وزیر نفت، محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش، مصطفی پورمحمدی وزیر کشور، داوود دانش جعفری وزیر اقتصاد و امور دارایی، محمد رحتمی وزیر راه و ترابری، علی کردان وزیر کشور و مرحوم جمال کریمی راد وزیر دادگستری دولت نهم، مصادیق 10 مورد تغییر اعضای اصلی کابینه احمدی نژاد هستند که با تصمیم غیر منتظره امروز احمدی نژاد؛ یعنی افزوده شدن غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات، محمدحسین صفار هرندی وزیر ارشاد و احتمالا کامران باقری لنکرانی، وزیر بهداشت و محمد جهرمی، وزیر کار یکی از دو راهکار زیر را به دولت نهم تحمیل می کنند:1- مراجعه به خانه ملت و اخذ مجدد رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی در روزهای باقیمانده از عمر دولت نهم و 2-انحلال دولت نهم و انتظار تا زمان اخذ رای اعتماد به دولت دهم.
بدین ترتیب به نظر می رسد اقدام قابل تامل رئیس جمهور در برکناری چند تن از وزرا، آنهم تنها چند روز مانده به پایان کار دولت نهم تصمیمی عجولانه بوده که به دور از مصلحت اندیشی برای اولین بار دولت جمهوری اسلامی ایران را با چنین ابهامی در خصوص رسمیت فعالیت از نظر قانون اساسی قرار داده است.