۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

آیت‌الله العظمی صانعی: باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت ادامه داد

در پاسخ به نامه خاتمي، كروبي و ميرحسين
آیت‌الله العظمی صانعی: باید راه احقاق حق را
بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت ادامه داد
قلم - آیت‌الله العظمی صانعی به نامه سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی پاسخ داد و تاکید کرد که باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد.
به گزارش قلم‌نیوز، متن نامه آیت‌الله العظمی صانعی به این شرح است:
"حضور محترم حجج الاسلام والمسلمین آقایان خاتمی، کروبی و دوست مکرم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و سایر امضاکنندگان محترم نامه مورخ 3/5/88 بعد التحیة و السلام؛
تظلم های کتبی شما بزرگان که گویای تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوری اسلامی که توسط امام امت (سلام الله علیه) ترسیم گردیده، دریافت شد.
همانطور که همگان می‌دانند میزان رأی ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسی باید بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر این اساس باید به سمتی حرکت کنیم که منطق، آزادی بیان، صدق و راستی و دفاع از حقوق انسان ها جایگزین ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحی و جسمی ـ که ماحصل دولت‌های غیر مردمی، مستبد و خودخواه است ـ گردد.
اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه‌های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت‌آمیزی را داشته اند، هستیم.
اینجانب به حکم لزوم جلوگیری از ظلم ظالمین به همه کسانی که سببا یا مباشرا در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان‌ها از اقشار مختلف مردم دخالت می‌کنند و به اذیت و ایذاء آنها در زندان‌ها و سلول‌ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می‌باشد ـ می‌پردازند می‌گویم که اینگونه ظلم‌ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می‌رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانیت و معصیتی فوق‌العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان (علیهم السلام) که آنها هم امام بوده‌اند و برای درس به دیگران وصیت کرده‌اند که باید از آن فاصله گرفت و به آن نزدیک نشد:
«ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصراً الا الله»
لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده‌اند توبه نموده و رضایت مضروبان و آسیب‌دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت‌الله هاشمی دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمایند تا پرونده دولت بیش از مساله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که به وسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل می‌شود، سنگین‌تر نگردد و حقوق اولیه مردم تضییع نشود و به جای توجه به اعتراض توده‌های مردم در داخل و خارج، سینه و قلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم‌ها و اذیت‌ها و اعتراف‌گیری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها نه تنها منجر به تقویت حکومت نمی‌شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهایت ناله مظلومان، قطعا ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.
در خاتمه همانطور که قبلا گفته‌ام، بار دیگر به شما و همه ملت شریف و عزیز ایران اسلامی در داخل و خارج و همه کسانی که تلاش می‌کنند صدای مظلومین معترض به انتخابات را به گوش جهانیان برسانند عرض می‌کنم که مبادا فشارها و اذیت‌ها و حق‌کشی‌ها موجب یأس و ناامیدی شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق یابد بلکه باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقایان با حفظ وحدت، که رمز پیروزی شماست و اتحاد توده‌های مردمی را نیز به دنبال خواهد داشت، توانسته‌اید همگام و همفکر با یکدیگر به جلب و جذب مردم مخصوصا نسل جوان بپردازید و شهد شیرین دفاع از حقوق انسان‌ها و حاکمیت مردمی را به یادگار بگذارید.
یوسف صانعی"

متن كامل سخنان مهم ميرحسين موسوي در جمع فرهنگيان و تشكل‌هاي معلمان ايران

موسوی:
اعیاد، فرصتی برای بروز خلاقیت‌های نهضت سبز است
چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟
آزادی کجاست؟
قلم - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.
وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.
موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.
وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.
میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.
وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟
موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.
میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.
وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟
موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.
وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.
موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.
وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.
موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.
وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.
موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.
وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .
موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.
وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.
موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.
وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.
میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.
موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟
به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.
موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.
وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.
موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.
وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.
میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.
وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.
موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.
وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

تفسیرشورای نگهبان از اصل 136/ تصمیم شتابزده و شرایط استثنایی کابینه

تفسیرشورای نگهبان از اصل 136/ تصمیم شتابزده و شرایط استثنایی کابینه
خبرگزاری مهر - گروه سیاسی: در پی عبور تغییرات کابینه دولت نهم از مرز نصف تعداد کل وزرا ، بر اساس نص صریح قانون اساسی رسمیت دولت در شرایط کنونی در هاله ای از ابهام قرار گرفته است زیرا قانون دولت را نیازمند رای اعتماد مجدد مجلس دانسته است.
به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین زمزمه های مربوط به لزوم اخذ مجدد رای اعتماد کابینه محمود احمدی نژاد از مجلس شورای اسلامی با جدی شدن موضوع استیضاح علی کردان پس از استعفای رحمتی از وزارت راه در خانه ملت مطرح شد، زمانی که وزیر کشور مورد نظر نهمین رئیس جمهور ایران ، دهمین تغییر را به کابینه احمدی نژاد تحمیل کرد.
بر اساس اصل ۱۳۶ قانون اساسی « رئیس جمهور می تواند وزرا را عزل کند و در این صورت باید برای وزیر یا وزیران جدید از مجلس رای اعتماد بگیرد و در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت نیمی از هیئت وزیران تغییر نماید باید مجددا از مجلس شورای اسلامی برای هیئت وزیران تقاضای رای اعتماد کند.»
تا پیش از برکناری وزیران ارشاد و اطلاعات - و در حالی که اخبار متناقضی هم از برکناری وزرای کار و بهداشت توسط محمود احمدی نژاد به گوش می رسد - علی کردان دهمین تغییر دولت نهم در سطح وزیر محسوب می شد.
اما در پی صدور رای عدم اعتماد مجلس شورای اسلامی برای حمید بهبهانی که مدتی پس از استعفای محمد رحمتی وزیر وقت راه به وقوع پیوست ، مباحثی درباره تفسیر نص 136 قانون اساسی از سوی برخی رسانه ها و جریانات نزدیک به دولت مطرح شد که بر اساس آن منظور اصل مذکور « تغییر یکباره نیمی از اعضای کابینه» تفسیر می شد!
عده ای در خصوص مباحث مربوط به اصل 136 قانون اساسی در آن مقطع با اشاره به «بی سابقه بودن این وضعیت در تاریخ جمهوری اسلامی» ایران و «عدم وجود تفسیر مشخص از سوی شورای نگهبان در این باره» سعی در اثبات این نظریه داشتند که موضوع رای اعتماد مجدد صرفا‌ در صورت تغییر یکجای نیمی از اعضای کابینه احمدی نژاد صدق خواهد کرد.
اما مراجعه به متن پرسش و پاسخ مشابه با شرایط کنونی که در سال 1362 و در دوران نخست وزیری مهندس میرحسین موسوی با شورای نگهبان تبادل شده، در این خصوص راهگشا خواهد بود: « شورای محترم نگهبان، احتراما نظر به این که در اجرای اصل 136 قانون اساسی ابهاماتی ایجاد شده است علیهذا خواهشمند است با عنایت به اصل 98 در خصوص موارد ذیل اعلام نظر فرمایند:
1- آیا قسمت ذیل اصل 136 که مقرر نموده است:"در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت، نیمی از اعضای هیئت وزیران تغییر نمایند دولت باید مجددا از مجلس تقاضای رای اعتماد کند." ناظر به موردی است که تغییر نیمی از اعضای هیئت وزیران دفعتا واحده صورت پذیرفته باشد یا به هر ترتیبی که این تغییر از زمان ابراز رای اعتماد مجلس به دولت حاصل گردد مشمول اصل فوق الذکر خواهد بود؟ 2- در صورت اخیر چنانچه تعداد اعضای هیئت وزیران پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت افزایش یافته باشد ملاک احتساب تغییر نیمی از اعضای هیئت وزیران چیست؟
نخست وزیر- میر حسین موسوی »
و اما پاسخ شورای نگهبان به سئوال نخست وزیر وقت اینگونه بود : « جناب آقای میرحسین موسوی، نخست وزیر؛ عطف به نامه شماره 8334/م ن مورخ 7/9/1362 راجع به سئوال از اصل 136 قانون اساسی موضوع در جلسه رسمی شورای نگهبان مطرح و مورد بررسی قرار گرفت و نظر اکثریت اعضای شورا (بیش از سه چهارم) به شرح ذیل اعلام می گردد:
1- ذیل اصل 136 قانون اساسی که مقرر نموده است (... و در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت، نیمی از اعضای هیئت وزیران تغییر نماید دولت باید مجددا از مجلس تقاضای رای اعتماد کند) منحصر به موردی نیست که تغییر نیمی از اعضای هیئت وزیران دفعتا واحده صورت پذیرفته باشد بلکه به هر ترتیبی پس از زمان ابراز اعتماد مجلس به دولت، این تغییر حاصل شود مشمول اصل فوق الذکر است و دولت باید مجددا از مجلس تقاضای رای اعتماد کند. 2- در صورتی که تعداد اعضای هیئت وزیران افزایش یافته باشد ملاک احتساب تغییر نیمی از اعضا، وضع حاضر هیئت وزیران است. یعنی هر زمان با توجه به تعداد اعضای هیئت وزیران در همان حال چنان چه ملاحظه شد نیمی از اعضای آن تغییر یافته اند تقاضای رای اعتماد مجدد از مجلس لازم است.
قائم مقام دبیر شورای نگهبان- حسین مهرپور»
به گزارش خبرگزاری مهر ، بر اساس نص صریح قانون اساسی و تاکید اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «مهمترین نیاز کشور مبنا قرار گرفتن قانون، عقلانیت و اخلاق است» طبعا نه تنها در پی تغییر یکباره چندین وزیر بلکه با افزوده شدن تنها یک تغییر به لیست تغییرات کابینه دولت نهم در روزهای پایانی عمر خود برای حیات به عنوان "دولت" محتاج اخذ رای اعتماد مجدد از نمایندگان ملت است.
پرویز کاظمی وزیر رفاه و تامین اجتماعی، محمد کاظمی اردکانی وزیر تعاون، علیرضا طهماسبی وزیر صنایع و معادن، کاظم وزیری هامانه وزیر نفت، محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش، مصطفی پورمحمدی وزیر کشور، داوود دانش جعفری وزیر اقتصاد و امور دارایی، محمد رحتمی وزیر راه و ترابری، علی کردان وزیر کشور و مرحوم جمال کریمی راد وزیر دادگستری دولت نهم، مصادیق 10 مورد تغییر اعضای اصلی کابینه احمدی نژاد هستند که با تصمیم غیر منتظره امروز احمدی نژاد؛ یعنی افزوده شدن غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات، محمدحسین صفار هرندی وزیر ارشاد و احتمالا کامران باقری لنکرانی، وزیر بهداشت و محمد جهرمی، وزیر کار یکی از دو راهکار زیر را به دولت نهم تحمیل می کنند:1- مراجعه به خانه ملت و اخذ مجدد رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی در روزهای باقیمانده از عمر دولت نهم و 2-انحلال دولت نهم و انتظار تا زمان اخذ رای اعتماد به دولت دهم.
بدین ترتیب به نظر می رسد اقدام قابل تامل رئیس جمهور در برکناری چند تن از وزرا، آنهم تنها چند روز مانده به پایان کار دولت نهم تصمیمی عجولانه بوده که به دور از مصلحت اندیشی برای اولین بار دولت جمهوری اسلامی ایران را با چنین ابهامی در خصوص رسمیت فعالیت از نظر قانون اساسی قرار داده است.

محكوميت وزير صنايع احمدي نژاد به تقلب در ثبت اختراع ديگران به نام خود

رسوایی دیگر برای دولت نهم
وزیر صنایع(علی اكبر محرابيان) در ثبت اختراع شخص دیگر به اسم خود
تقلب کرد و در دادگاه محکوم شد


دادگاه عمومي تهران، با صدور حكمي ضمن تاييد تقلب در ثبت اختراع اتاق امن، ‌دستور به تغيير نام مخترعان داد به‌دنبال شكايت فرزاد سليمي از موسي مظلوم و علي اكبر محرابيان(وزير صنايع) مبني بر ثبت اختراع او توسط اين دو نامبرده به نام خودشان، دادگاه براساس شواهد تاييد كرد كه اختراع «اتاق امن زلزله» پيش از آنكه به نام محرابيان به ثبت برسد، توسط شاكي اختراع و طراحي شده بود و شاكي، اين طرح را سال 82 به شهرداري تهران و سال 83 به مطبوعات ارائه داده بود. بر اين اساس دادگاه نتيجه گرفت كه مقامات وقت شهرداري تهران با دريافت طرح، آن را به نام خود ثبت كرده‌اند. در نهايت دادگاه حكم به بطلان ثبت اختراع به نام محرابيان و همكارش داد و حق معنوي اختراع را از آن فرزاد سليمي و محمود حسيني دانست. مقامات وقت شهرداري تهران، پس از ثبت اختراع سليمي به نام خود، كتابي با همين عنوان (اتاق امن) نيز منتشر كرده و اين اختراع را تحت آن معرفي كردند. براساس مدارك ارائه شده به دادگاه، فرزاد سليمي سال 1382 اين طرح را به شهرداري تهران و مركز مديريت بحران شهر تهران ارائه داد اما مقامات وقت شهرداري ظاهرا از آن استقبال نكردند و سليمي را به مؤسساتي نظير مركز تحقيقات ساختمان و مسكن ارجاع دادند. سليمي و همكارش پس از آن، طرح خود را در مطبوعات منتشر كردند اما در كمال ناباوري شاهد مصادره طرح توسط مقامات وقت شهرداري تهران شدند. علي اكبر محرابيان پس از انجام آزمايش‌هايي روي طرح اتاق امن زلزله، آن را در اداره ثبت شركت‌ها و مالكيت صنعتي به نام خود و موسي مظلوم ثبت كرد و سپس كتابي تحت همان عنوان به چاپ رساند. فرزاد سليمي و همكارش سرانجام براي احياي حقوق خود نسبت به اين اختراع، به دادگاه عمومي شكايت كرده و خواستار لغو ثبت اختراع به نام محرابيان و مظلوم شدند و دادگاه نيز تاييد كرد كه طرح به ثبت رسيده توسط محرابيان، تقليدي از طرح سليمي بوده و هيچ نكته جديدي نداشته است، بنابراين طرح تنها بايد به نام سليمي و همكارش ثبت شود. در اين حكم، ثبت اختراع به نام محرابيان و مظلوم باطل اعلام شد. به تازگي نيز دادگاه تجديد نظر اين حكم را تاييد كرد و آن را قطعي خواند. اتاق امن زلزله، سازه‌اي است كه با نصب آن در يكي از اتاق‌هاي منازل مسكوني، آن اتاق در برابر زلزله‌هاي شديد مقاوم مي‌شود. شاكي، اين طرح را سال 82 به شهرداري تهران و سال 83 به مطبوعات ارائه داده بود .

** داش محمودو ایول ...
cnm
اطلاعات كاملتر...
نگاهی تازه به مقابله با زلزله: اتاق امن
موسی مظلوم، محمود احمدی نژاد، علی اکبر محرابیان


قیمت پشت جلد:
22000 ریال

موجودی: در حال حاضر در انبار موجود نیست.

مشخصات کتاب
تعداد صفحه: 180
نشر: دانشگاه علم و صنعت ایران (12 اردیبهشت، 1385)
شابک: 964-454-488-9
قطع کتاب: وزیری
وزن: 500 گرم
رتبه فروش در آدینه بوک: #5305 (
پرفروش ترین ها)



پرسش های کلیدی کروبی از وزیر اطلاعات

پرسش های کلیدی کروبی از وزیر اطلاعات
حجت السلام والمسلمین مهدی کروبی در نامه ای خطاب به غلامحسین اژه ای وزیر اطلاعات ضمن انتقاد نسبت به برخورد دستگاههای امنیتی با بازداشت شدگان و وضعیت ناخوشایند نگهداری آنان و طرح پرسش هایی کلیدی، خواستار آزادی زندانیان و آگاه کردن مسولان و مقام های طراز اول کشور نسبت به شرایط حاکم بر کشور شده است. کروبی چندی پیش نیز در نامه ای به آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه خواستار آزادی بازداشت شدگان حوادث اخیر شده بود. دفتر کروبی همچنین با اعلام شماره تلفنی از خانوادها خواسته بود برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان با آنها تماس بگیرند.
متن نامه مهدی کروبی به وزیر اطلاعات که سایت سحام نیوز آن را منتشر کرده به این شرح است::

بسمه تعالي
حجت الاسلام‌و‌المسلمين جناب آقاي محسني اژ‌ه اي وزير محترم اطلاعات
با سلام و تقدير از زحمات شما و همکارانتان و دلسوزان وزارت اطلاعات اين روزها از آنچه که به ناحق بر مردم فهيم و با شعور ايران گذشت بسيار سخن گفتيم، ولي هنگامي که در اين ايام به گفت و گو با زجرکشيدگان روز‌‌هاي تلخ پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم که روزهايي را به جرم اعتراض به نتيجه يک انتخابات در زندان گذاراندند نشستم بسيار متاسف شدم از سرنوشتي که بر جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. چنين بود که تصميم بر آن گرفتم تا با نگارش نام‌هاي از سر دلسوزي و دفاع از آرمان‌‌هاي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و خون پاک شهدا نکاتي را يادآور شوم.اما چرا شما را خطاب نامه دلسوزانه خود قرار دادم شايد بگوييد که بهتر بود به روساي سه قوه اعتراض و انتقاد خود را بيان مي‌کردم اما براي اين هم توضيحي دارم.
اول آنکه رياست محترم قوه مجريه را فردي برآمده از راي ملت نمي‌دانم و از انجا که دولت او را مشروع و قانوني نمي‌خوانم نام‌هاي هم به او نخواهم نوشت.
دوم آنکه جناب آقاي آيت الله سيد محمود‌هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه نيز در پايان دوران مسووليت خود به سر مي‌برد و اين روزها سخت مشغول روند انتقال مديريتي و چه بسا راحت شدن از هم و غم دنياست و
سوم آنکه جناب آقاي دکتر علي لاريجاني رياست محترم قوه مقننه نيز در مظان اتهام اصولگراياني است که او را به جرم آزاد انديشي به نقد مي‌کشند. پس چار‌هاي نبود جز انکه با شما به عنوان وزير اطلاعات کشور سخن بگويم.
از طرفي ديگر، اين را فراموش نمي‌کنم شما يک روحاني هستيد که سالها در قوه قضاييه حضور داشته و سوابق تان شما را فردي با تکليف و پايبند به اصول اعتقادي، ديني و قانون جمهوري اسلامي ايران معرفي مي‌کند.بنابراين جنابعالي که خود از دلسوزان نظام هستيد به خوبي به اين امر واقفيد که حفظ ثبات و امنيت نظام ريشه در تدوين برنامه‌‌هاي اطلاعاتي و امنيتي دارد که مبتني بر مصلحت عمومي جامعه و جلب رضايت احاد مردم براي حفظ منافع ملي باشد، اما آنچه که امروز شاهد آن هستيم با سوابقي که از شما عنوان کردم در تضاد وتناقض است.
اينک سيستم اطلاعاتي و امنيتي کشور به غير‌شفاف‌ترين و مخوف‌ترين ابزار براي سرکوب مردم تبديل شده است. هرچند که گلايه چنداني از شما نيست چرا که دستگاه‌هاي موازي گاه به نام اين وزارت خانه چنين اقداماتي را طراحي مي‌کنند ولي اين جاي بسي تاسف است که شما به عنوان وزير محترم اطلاعات هر بار نسبت به آن ابراز بي اطلاعي و سلب مسووليت مي‌کنيد و البته در مواردي اظهار داشتيد که اين اقدامات در حيطه اختيارات شما نبوده است. اينک دستگاه اطلاعات وامنيت با فراموش کردن مصلحت عمومي جامعه چنان عمل مي‌کند که به سختي مي‌توان از آن دفاع کرد و تنها بايد وجدان بيدار جامعه و شخص جنابعالي را به داوري دعوت کنم.آنچه که طي ماه‌هاي اخير بر مردم ايران گذشت آيا منطق با قانون و بر مصلحت منافع ملي بود.
آيا حوادث اخير تکرار همان ماجراي حمله وحشيانه به کوي دانشگاه و قتل‌‌هاي زنجير‌هاي از جمله کشته شدن آقاي فروهر و همسرش و قتل زهرا کاظمي نبود از آن حيث که هيچ گاه عاملان آن شناسايي نشدند و حتي پيگيري آن توسط مسوولان به فراموشي سپرده شد؛ اينک به نظر مي‌رسد که تاريخ در حال تکرار است. هرچند که اگر عوامل امنيتي و اطلاعاتي در سال‌هاي گذشته جهت حفظ و درک موقعيت نظام اسلامي وحقوق مدني مردم نسبت به شناسايي عوامل ريش‌هاي آن حوادث اقدام ميکردند و ريشه‌‌هاي فساد را مي‌خشکاندن ديگر شاهد تکرار حوادثي مشابه نبوديم.
عدم برخورد قاطع وزارت اطلاعات با عاملان حوادثي که در گذشته روي داد موجب آن شد تا يکسري عوامل خودسر رشد کرده و با خوراندن معجون وحشت و قدرت صرفا صورت مساله را پاک نموده و با استفاده از نجابت و گذشت مردم همه چيز را به فراموشي بسپارند تا اين آتش زير خاکستر و اين ميکروب خطرناک و ضد انساني و اين دمل چرکين در وقت مناسب و هرجا که قدرت ظهور و بروز پيدا مي‌کند بار ديگر جامعه را غافلگير کرده و چهره زشت و کريه خود را براي ايجاد رعب و وحشت و سرکوب مردم به نمايش بگذارد.
در چنين شرايطي است که هر حادثه غم انگيزي به مانند حوادث اخير روي دهد کسي مسوول انچه روي داده است نخواهد بود و همه از آن سلب مسووليت مي‌کنند. اين بر عهده وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و معرفي کند نه انکه با نمايش‌هايي خودساخته عاملان حوادث را به منافقين وتروريست‌هايي مجهوالهويه نسبت دهند.
چرا هيچ گاه اقداماتي که از سوي نيرو‌هاي تحت عنوان لباس شخصي‌ها و بسيج انجام مي‌شود مورد بررسي قرار نمي‌گيرد؟ چنين است که پس از روي دادن حادثه تلخ شهادت دختر بي گناه ندا آقا سلطان محمود احمدي نژاد در مقام رئيس دولت نهم به رياست قوه قضائيه نامه مي‌نوسيد و خواستار شناسايي عاملان قتل وي مي‌شود و يا انکه سرلشکر فيروز آبادي فرمانده کل نيرو‌هاي مسلح طي نگارش نام‌هاي به امام زمان (عج) از کشتار نيرو‌هاي تحت لواي خودش گلايه مي‌کند. اگر چنين باشد که هرگاه چنين حوادث تلخي روي دهند عامل آن هرگز شناسايي نخواهد شد و عوامل چنين حوادثي آزادانه زندگي کرده و البته تقويت هم مي‌شوند.
بنابراين اين وظيفه وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و يا از وقوع آن جلوگيري کند.جناب آقاي محسني اژ‌هاي متاسفم بگويم که درد‌ها بيشتر از آن است که اشاره شد. امروز دستگاه اطلاعاتي و امنيتي به مرکزي تبديل شده که شائبه‌هايي درباره عملکرد آن شکل مي‌گيرد. گاه احساس مي‌شود که مهم ترين دستگاه اطلاعاتي کشور آنچنان که بايد به رسالت خود عمل نمي‌کند و تمام توان خود را مصروف تنش‌‌هاي سياسي فعلي کرده است؛ گويا تنها ماموريت اين وزارتخانه اين است که در عرصه انتخاباتي تمام همت خود را براي حفاظت از يک فرد و حذف ديگران به کار بندد بي انکه پاسخگوي حوادثي که روي داده است باشد و در جهت احقاق حقوق تضييع شده مردم حرکت کند.
والاسفا که امروز دستگاه‌هاي موازي اطلاعات به بهانه عمل به رسالت دفاع از امنيت و ثبات نظام اقداماتي را انجام مي‌دهند که دل هر انساني را به درد مي‌آورد و جاي تعجب است که مسوولان اطلاعاتي کشور از آن بي‌خبر هستند و يا حساسيتي بدان نشان نمي‌دهند! امروز جوانان اين مرز و بوم را تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي کتک مي‌زنند و در بازداشت گاه‌هاي غيرقانوني نگهداري مي‌کنند و بدترين شکنجه‌ها روحي و رواني و رفتار‌هاي خشن را با آنها انجام مي‌دهند بي انکه پاسخگوي انچه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي مي‌کنند باشند. اينک کار به جايي رسيده است که کساني که در زندان اوين به سر مي‌برند اين شانس حضور خود در اوين و گرفتار نشدن در بازداشتگاه‌هاي غير‌قانوني را رحمت خداوند مي‌نامند.
جناب آقاي محسني اژ‌ه اي آيا اين است رسالت امنيتي شما، که جوانان بي گناه ايراني را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتي که نتيجه‌اش را قانوني و مشروع نمي‌دانند تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي در خيابان‌ها کتک زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل کنند و ماهها بلاتکليفي را به آنان تحميل کرده و خانواده‌هايي را نگران سازنند. آيا اين است رافت اسلامي که دختران و پسران ما را در زندان‌ها به قتل برسانند و آن گاه از ارتکاب چنين جرمي سلب مسووليت کنند و آن گاه به مظلوم نمايي در دفاع از نيرو‌هاي خودسر و غير مسوول تحت لواي خود بپردازنند. آيا شما تاکنون به پشت در‌هاي زندان اوين و دادسراي انقلاب رفته‌ايد تا شاهد چشم‌‌هاي اشک بار مادران و پدران و يا همسران و فرزنداني باشيد که به دنبال کسب حتي کوچکترين خبري از زنده بودن عزيزانشان هستند؟
شما لحظ‌هاي خود را جاي آن پدران و مادران نگراني بگذاريد که اينک بيش از يکماه است که از فرزندان و يا همسران خود بي خبر هستند و آنگاه ماموران زندان اوين و دادسراي به جاي ياري رساندن به آنها براي رفع نگراني‌شان با پرخاشگري با آنان برخورد کرده و پراکنده‌شان مي‌کنند. تازه اين انچه است که پشت در‌هاي اوين مي‌گذرد و والاسفا که بسياري از خانواده‌ها حتي نمي‌دانند که فرزندان و يا همسرانشان در کجاي اين شهر نگهداري مي‌شوند و جاي تاسف است که امروز حتي مرجعي را نمي‌شناسند که بدان شکايت ببرند. چرا که قوه قضائيه سلب مسووليت مي‌کند و وزارت اطلاعات هم پاسخگو نيست.
آيا شما به عنوان وزير اطلاعات از سرنوشت کساني که مفقود شده‌اند و يا در زندان‌‌هاي غير رسمي کهريزک، شور آباد و سوله‌‌هاي اطراف شهر تهران نگهداري مي‌شوند خبر داريد؟ (به نقل از منابع موثق) آيا تاکنون بر رفتار‌هاي غير متعارف نيرو‌هاي نظامي و شبه‌نظامي با بازداشت شدگان قبل از انکه به زندان‌ها تحويل داده شوند نظارتي شده است؟ شما به عنوان وزير اطلاعات وجدان بيدار خود را به داوري دعوت کنيد و بگوييد که آيا گلوله گشودن به مردمي که اعتراضاتي ارام را برگزار کردند و بازداشت‌‌هاي گسترده انان، امري منطقي است.
آيا شما از اين رفتارها بي‌خبريد و يا اينکه شما هم به مانند ديگران مصلحت را بر پاسخگويي نمي‌دانيد؟ اين روزها اخبار ناگواري از تعداد كشته شدگان حوادث اخير به گوش مي‌رسد، ‌كساني كه هنوز خانواده‌هايشان از سرنوشتشان بي خبر هستند هرچند كه هيچ گاه از سوي مسوولان مربوطه آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير منتشر نشده است، ولي آيا شما نيز به عنوان وزير اطلاعات آمار دقيقي از كساني كه مفقود شده و كشته شده‌اند در اختيار نداريد؟ به نظر مي‌رسد كه مسوولان مي‌خواهند همواره به كتمان آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير بپردازنند ولي در هر صورت حداقل اجساد آنها را به خانواده‌هايشان تحويل دهيد.
من متاسفم باز بگويم از آنچه طي ماه‌هاي اخير بر مردم آگاه و فهيم ايران گذشت. اينك آنچه بر مردم ايران به ويژه زنان مي‌گذرد بسيار تاسف بار است، چنانچه همه شاهد آن بودند كه چگونه با باتوم به زنان حمله كرده و آنها را كتك زده و يا به داخل جوي‌ها پرت مي‌كنند، و والاسفا كه اين غم‌‌انگيز تر از آنچه است كه جنايتكاران صهيونيست با مردم مظلوم فلسطين انجام مي‌دهند چرا كه بنابر انچه كه در رسانه‌ها مشاهده مي‌كنيم حداقل صهيونيست‌‌هاي غاصب در برخورد با زنان ملاحظاتي دارند و اين هم به علت انعكاس بيروني رفتاشان است ولي متاسفانه ماموران جمهوري اسلامي ايران زنان را در مقابل چشم ديگران كتك مي‌زنند و گويي خود را نائبان بر حق خدا مي‌دانند كه گناهكاري را مجازات مي‌كنند واز انعكاس رفتارشان در دنيا و تاثيرش بر افكار عمومي جهاني ابايي ندارند.
شما در جايگاه مهم ترين وزير دولت هستيد و بايد پاسخگوي آنچه به ناحق بر مردم گذشت باشيد ولي متاسفم از اينکه هيچ گونه مرکزي از سوي نهاد‌هاي امنيتي و اطلاعاتي پاسخگوي مردم نيست و اين همان رفتاري است که از سوي قوه قضائيه نيز شاهد آن هستيم.شما بايد بدانيد که امروز اکثريت جامعه ما از اقشار تحصيل کرده هستند که با حقوق شرعي، قانوني و مدني خود آشنا مي‌باشند و همين حقوقشان را بدون کم و کاست مطالبه مي‌کنند. بنابراين من از شما به عنوان فردي که داراي سوابق مديرتي خوبي هستيد واينک نيز مسووليتي در اين دولت داريد سوال مي‌کنم که آيا مرکز و ستادي براي هماهنگي اقدامات موازي و گوناگون دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه جهت پاسخگويي به مردم وجود دارد تا خانواده‌‌هاي بازداشت شدگان و آسيب ديدگان حوادث اخير براي احقاق حقوق خود بدانجا مراجعه کنند؟ آيا آنچه امروز در برخورد با اعتراض‌‌هاي آرام مردم و شهروندان انجام مي‌شود از برخورد‌هاي خياباني تا بازداشت‌‌هاي غير قانوني و يا بازجويي‌‌هاي قرون وسطايي و اعترافاتي که گرفته مي‌شود منطبق با قوانين اسلامي و جاري کشور و قواعد دموکراسي و فرهنگ حاکم بردنياي امروز است؟
من از شما مي‌پرسم که آيا زندان در جمهوري اسلامي ايران تعريف مشخصي دارد و يا اينکه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زير زمين ادارات و وزارت خانه‌ها بدون انکه خانواده‌هايشان و وکلاي مدافع و حتي دستگاه قضايي در جريان باشند روزها نگه داشت و شکنجه روحي کرد؟ آيا به نظر جنابعالي با اين گونه برخورد‌هاي خشن و سرکوب مردم مي‌توانيم جوابگوي حق و مطالبات مردم خودمان و چامعه جهاني باشيم؟ ايا شما به عنوان وزير محترم اطلاعات به واقع از پشت پرده نيرو‌هاي لباس شخصي که آزادانه از هيچ کوششي جهت سرکوب مردم دريغ ندارند و روز به روز گستاخانه تر با مردم برخورد مي‌کنند خبر نداريد؟


جناب آقاي محسني اژ‌ه اي به نظر مي‌رسد که بار سنگين اين مسووليت بر دوش شماست که در اين مقطع تاريخي پشت پرده اين باند‌‌هاي قدرت که اعتقادي به جمهوريت نظام را ندارند برملا کنيد و تخم فتنه را بخشکانيد تا چنانچه وزير کابينه بعدي نبوديد با خاطر‌هاي خوش در اذهان مردم از اين وزارت خانه نقل مکان کنيد. هيچ گاه فراموش نکيند که ايران امروز با ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تفاوت‌‌هاي بسياري دارد. شما که بايد بهتر بدانيد ما در عصر ارتباطات قرار داريم و کوچکترين رفتار دروني ما انعکاس بيروني دارد.
بنابراين بدانيد که ديگر سر در زير برف کردن نتيج‌هاي را تغيير نمي‌دهد زيرا امروز مردم آگاه و هوشيار هستند و دنيا نيز چشم به ايران دوخته است. پس چرا بايد بهان‌هاي به دست دشمان بدهيم و يا کاري کنيم که مردم از نظام جمهوري اسلامي ايران سر برگردانند.
در آخر مي‌گويم از ما که گذشت اما خوب مي‌دانيد که ما به اسلام، ايران، ميراث گرانقدر امام (ره) و مردم کشور عشق مي‌ورزيم ولي شما براي انکه پاسخي براي وجدانتان، مردم، تاريخ و در قيامت داشته باشيد مسوولان و قدرت‌‌هاي بالاتر را از شرايطي که امروز بر کشور حاکم شده است آگاه کنيد. از سويي ديگر اين امري شايسته است که براي ر فع هر‌گونه شائبه‌هايي به شفاف سازي بپردازيد. هم خانواده‌هايي را از نگراني در آوريد و هم با توجه به انکه به مسائل پشت پرده دسترسي داريد و از شرايط شکننده کشور مطلع هستيد و امکان کالبدشکافي امور کشور در داخل و خارج برايتان مهيا است مردم را نيز در جريان واقعيت‌ها قرار دهيد و البته دنبال راه چار‌هاي براي خروج از بحران کنوني باشيد و الا مديريت روز‌هاي سخت رمضان، قدس، محرم و عاشورا و 22 بهمن برايتان دشوار خواهد بود.
نامه‌ام را با بياناتي از حضرت فاطمه زهرا (س) به پايان مي‌رسانم. آن حضرت در خبط‌هاي فرمودند: نخواستيم ولي بدانيد که پشت شتر خلافت زخم و بار آن کج است و اين بار با اين حال به منزل نمي‌رسد.
مهدي کروبي

جنبش راه سبز

۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

آنهاحق دارند عصبانی باشند!

سرمقاله ی روزنامه ی آفتاب یزد
آنهاحق دارند عصبانی باشند!
ادبی - دست و پا زدن‌های عجیب چند رسانه پر سروصدا علیه ابوالفضل فاتح - از مسئولان رسانه‌ای ستاد انتخاباتی مهندس موسوی- ظاهرا یک نمونه است اما حاوی پیام جدی برای بسیاری از کسانی است که با بعضی افراد نیستند و به رقبای آنها، علاقمند هستند.
مجتبی واحدی سردبیر روزنامه ی آفتاب یزد در سرمقاله ی امروزاین روزنامه با عنوان «آنها حق دارند عصبانی باشند» ضمن طرح مطلب فوق آورده است آورده است:
تصور کنید همه انرژی خود را برای طراحی و پیاده نمودن یک سناریو صرف نموده‌اید و ناگهان با افشای یک دستور، سناریوی شما علیه خودتان به کار گرفته می‌شود. اگر این اتفاق بیفتد چه حالی به شما دست خواهد داد؟
وضعیت فرضی فوق، حالِ واقعی برخی رسانه‌ها و تریبون‌داران حامی دولت و رئیس آن است. آنها در خیال خود، جشن گرفته بودند که سناریوی مشایی می‌تواند هفته‌های طولانی موجب سرگرمی رسانه‌ها شود و اذهان همگان را از برخی حوادث و حواشی دردسرساز ماه‌های اخیر منحرف سازد.
این خوش خیالانِ کم شانس، گمان می‌کردند با پررنگ کردن کنترل شده حملات به انتصاب مشایی، از شدت حملات به »منصوب‌کننده مشایی« به خاطر برخی ادعاهای اثبات نشده در ایام انتخابات کاسته خواهد شد و کسی هم به دنبال بررسی بعضی پرونده‌های پرحرف و حدیث از عملکرد مالی دولت نهم در سال‌های 85 و 86 ( و احتمالا 87) نخواهد رفت.
سناریونویسانی که تصور می‌کردند »تدبیر بندگان خطاکار« می‌تواند از »تقدیر الهی« جلوگیری نماید خود را برای برگزاری دیرهنگام جشن پیروزی پس از فراموشی حوادث تاسف بار انتخابات آماده می‌کردند. آنها پس از چند روز از آغاز پروژه، متوجه شدند که اصلاح‌طلبان دست طرف مقابل را خوانده‌اند و موضوع مشایی را جدی نگرفته‌اند.
جدی نگرفتن »سوژه معاون اول« از سوی اصلاح طلبان به معنی شکست کسانی بود که گمان می‌کردند سرگرمی اصلاح‌طلبان به این سوژه، موجب غفلت آنها از تعقیب اعتراضات و مطالبات انتخاباتی خواهد شد. اما ظاهراً »سناریونویسان« ناامید نشدند و تصمیم گرفتند‌برای سرگرمی مردم، خودشان به بزرگنمایی موضوع بپردازند. خبررسانی‌های متعدد و افشای »اسرار مگو« از داخل جلسات هیئت دولت، روش بعدی این طیف از اصولگرایان بود. آنچه نقشه سناریونویسان را به صورت شفاف »لو« داد آن بود که اعتراض‌های واقعی از جمله انتقادات صریح مراجع تقلید به اندازه برخی خبرسازی‌ها و خبررسانی‌های ظاهراً غیرتمندانه اما کنترل شده درون سازمانی، در رسانه‌های متعلق به سناریونویسان انعکاس نداشت.
ظواهر امر نشان می‌داد که این سوژه قرار است تا روزها و هفته‌های آینده به عنوان داغ‌ترین خبر کشور مورد توجه باشد.
اما اقدام نایب رئیس اصولگرای مجلس در افشای دستور کتبی عالی‌ترین مقام نظام برای برکناری مشایی، ناگهان همه محاسبات را برهم‌زد زیرا همه می‌دانند احمدی‌نژاد در این عرصه نمی‌تواند مانند سایر عرصه‌ها برای به کرسی نشاندن حرف خود به هر قیمت تلاش کند ولذا به زودی، این پروژه از عرصه رسانه‌ای کشور حذف خواهد شد. پس ظاهراً سوژه‌های جدیدی لازم است تا شاید هدف از حاشیه‌سازی پیرامون سوژه مشایی از طریق سوژه‌های جدید محقق شود. بر همین اساس، تعدادی رسانه - که بهترین نام برای آنها روزی نامه است - بار دیگر مرتکب تخلف صریح از قانون شده‌اند و البته همزمان با ارتکاب تخلف، وجود منافذی در سیستم اطلاعاتی و امنیتی کشور را نیز آشکار ساخته‌اند. این رسانه‌ها، به ادعای خود اتهاماتی را متوجه برادر همسر مهندس موسوی نمودند و گروهی دیگر نیز مسئول رسانه‌ای ستاد انتخاباتی موسوی را ازاتهام افکنی‌های مهرورزانه خود بهره‌مند ساختند. آنچه به عنوان اعترافات و اتهامات دستگیر شدگان در رسانه‌های خاص منتشر می‌شود نه تنها جای نگرانی ندارد بلکه در نهایت به نفع دستگیر شدگان واصلاح طلبان خواهد بود زیرا اقدام غیرقانونی رسانه‌های خاص و سکوت نهادهای رسمی در برابر این قانون شکنی‌آشکار،‌در واقع ثابت‌کننده ادعای گروهی از اصلاح طلبان مبنی بر وجود نوعی پیوند میان گروهی از سیاست‌پیشگان مدعی اصولگرایی- عمدتاً حامیان دولت- با برخی حوادث و اقدامات پس از انتخابات می‌باشد.
ادعای هماهنگ تعدادی از سایت‌ها و روزنامه‌های حامی دولت علیه مدیر عامل سابق ایسنا و اقدامات مشابه- که براساس اطلاعات دریافتی، در روزهای آینده صورت خواهد گرفت- نیز، از سناریونویسان مستأصل حامی دولت مشکلی حل نخواهد کرد. زیرا آنها در سال‌های گذشته هم، این روش شاهانه را در پیش گرفته بودند که »هرکه با ما نیست بر ماست و باید برود.
« نگارنده بر این باور است که آنچه رئیس رژیم سابق ایران در خصوص مخالفان خود گفت ناشی از روحیه‌ای است که هم اکنون در بعضی افراد دیده می‌شود. آنها چون همه چیز را متعلق به خود می‌دانند با اقدامات خود به دنبال تشویق مخالفان و منتقدان هستند که »اگر آسودگی می‌خواهید یا عرصه‌سیاسی ایران را ترک کنید یا خاک ایران را وگرنه...«‌‌
دست و پا زدن‌های عجیب چند رسانه پر سروصدا علیه ابوالفضل فاتح - از مسئولان رسانه‌ای ستاد انتخاباتی مهندس موسوی- ظاهرا یک نمونه است اما حاوی پیام جدی برای بسیاری از کسانی است که با »بعضی افراد« نیستند و به رقبای آنها، علاقمند هستند. فاتح را بسیاری از فعالان سیاسی دو جناح می‌شناسند. او بنیانگذار خبرگزاری ایسنا بود و در پایان سال‌ها فعالیت موفق و موثر در این خبرگزاری نوپا، پس از انتخابات ریاست جمهوری‌سال 84 مسئولیت را واگذاشت تا براساس بورس اعطایی جهاد دانشگاهی به ادامه تحصیل بپردازد. او در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری به ستاد موسوی پیوست و برنامه تبلیغاتی کم خرج اما موثر این ستاد را با همراهی گروهی دیگر از جوانان بی ادعا پیگیری کرد. با پایان گرفتن فعالیت‌های انتخاباتی، او عازم محل تحصیل خود - انگلستان - بود که به صورت ناگهانی با حکم ممنوعیت خروج از کشور مواجه شد. این حکم با پیگیری افرادی که هیچ یک از آنها وابستگی به جناح اصلاح طلب نداشتند لغو و فاتح با تاخیری دو هفته‌ای از کشور خارج شد.
دو هفته پس از خروج مدیر عامل سابق ایسنا از کشور، یکی از لابی‌کنندگان برای رفع مشکل فاتح، خبری را افشا کرد که امکان »کش دادن« سوژه مشایی را منتفی می‌کرد. این خبر صدور دستور کتبی رهبری برای برکناری معاون اول احمدی نژاد بود. سناریونویسان پروژه مشایی که از افشا کننده این خبر به شدت عصبانی شدند فرصت را غنیمت شمردند تا هم از فاتح انتقام بگیرند و هم از کسی که برای حل مشکل او، به رایزنی پرداخت و افشاگری اخیر او در خصوص دستور کتبی مقام رهبری، محاسبات سناریونویسان برای بهره‌برداری طولانی مدت از »سوژه مشایی« را برهم زد!
اما اتهام افکنی‌های طنز آلود برخی رسانه‌های حامی دولت علیه این مسئول رسانه ای ستاد موسوی، یک هدف دیگر را نیز تعقیب می‌کند. این هدف ارسال پیام شاهانه برای مخالفان و منتقدان بعضی سناریونویسان است که »هر کس دیدگاه این مدعیان اصولگرایی را قبول ندارد تا زمانی که دست از فعالیت برندارد از هیچ‌گونه امنیتی برخوردار نیست«.
به صورت خاص، اشخاصی مانند فاتح بایستی این پیام را بگیرند و برای آسودگی از خطرات مختلف، به ایران بازنگردند یا روزی به ایران برگردند که سیاست را برای همیشه ترک کرده‌اند!
این، همان پیامی است که مبدع آن هم‌اکنون سی سال است زیر خروارها خاک، پاسخگوی اقدامات و اظهارات خودپسندانه می‌باشد. او که مخالفان خویش را به رفتن از ایران تشویق می‌کرد این توفیق را نداشت که در خاک مقدس ایران دفن شود و قاعدتاً هر کس که به آن خصلت شاهانه مبتلا شود سرنوشتی غیر از این نخواهد داشت.
حضرات حق دارند عصبانی باشند اما ظاهراً یک نکته را فراموش کرده‌اند که صاحب این خاک و مُلک، کسی نیست جز ملت ایران؛ همان ملتی که در عین فروتنی، همیشه در برابر خودپسندان ایستاد و در آینده نیز خواهد ایستاد. پس ای کاش عصبانیت مفرط، چشم آقایان را بر بعضی حقایق نبندد که هم عرض خود را خواهند برد و هم ملت را به زحمت خواهند انداخت.

پیام تسلیت رضایی به خانواده روح الامینی

فرزند مشاور ارشد رضایی در اوین به شهادت رسید؛
پیام تسلیت رضایی به خانواده روح الامینی



سحام نیوز ــ محسن رضایی شهادت فرزند دکتر عبدالحسین روح الامین در زندان اوین را تسلیت گفت . در این پیام امده است : گرچه قلب مومن و ضمير متوکل جنابعالي نياز به تسليت ندارد ليکن بر خود فرض مي دانم تا مراتب همدردي خود را به مناسبت عروج غيرمنتظره فرزند دلبندتان، "محسن" ابراز دارم. اميد است خداوند متعال روح اين عزيز سفر کرده را در جوار رحمت واسعه خود مأوا دهد و اين مصيبت را مايه تعالي معنوي جنابعالي قرار داده، به شما و عموم بازماندگان به ويژه مادر مومنه و فداکار، برادران متعهد و خواهر ارجمندش، صبر، اجر و دوام توفيق کرامت فرمايد.

به گزارش سحام نیوز خانواده محسن روح‌الاميني خبر شهادت فرزند خود را دو شب قبل در يک تماس تلفني دريافت کرده‌اند و به آنها اعلام شده که براي تحويل جسد مراجعه کنند. دکتر روح الاميني پس از آغاز کار دولت احمدي‌نژاد به رياست انستيتور پاستور رسيد و در انتخابات اخير نيز از اعضاي حلقه اصلي مشاوران محسن رضايي بود. محسن، در تجمعات روز 18 تير دستگير مي‌شود و با آنکه به خانواده‌ي او اعلام شده بود فرزندشان به زودي آزاد مي‌شود، آنها شب گذشته خبر درگذشت او را دريافت کردند.